۱۳۹۷ آذر ۲۱, چهارشنبه

هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو و افشای ماهیت او: گفتگو با دکترخسرو شهریاری

هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو

هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو و افشای ماهیت او: گفتگو با دکترخسرو شهریاریسلیبریتی مجیزگو درکنارحکومت قرار گرفته و ازواقعیت های مردم و جامعه به دور است و نقش فعالی درتایید اقدامات سرکوبگرانه رژیم را به نمایش میگذارد.با توجه بهگزارش اخیر سازمان عفو بین‌الملل، درباره قتل‌عام زندانیان سیاسی و مجاهد در سال ۶۷، سئوالاتی درمورد تاثیرات این گزارش  و همچنین نقش سلیبریتیهادر حمایت از رژیم و علیه مقاومت مردم هست که دکتر خسرو شهریاری نویسنده ، کارگردان تئاتر و شاعر بسيار ارزشمند، فعال، و صميمي مقاومت طی گفتگویی با شبکه تصویری سیمای آزادی به این موضوعات پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.
خسرو شهریاری:    نزدیکی و همیاری و همکاری و دوستی با مجاهدین داستانی قدیمی است یادم میآید آن روزگاری که ما در دانشگاه فارابی بودیم با انجمن دانشجویی همکاری نزدیک داشتیم و ما به اصطلاح چپ آن زمان و طرفداران فدائیان خلق بودیم ، در تمام زمینه‌ها رابطه بسیار نزدیکی با هم داشتیم ، بعد هم که با هدفهای مشترکی که آن روزگار با مجاهدین داشتیم و بعد هم شکل مقاومت به خودش گرفت ، همچنان ادامه داشت، و ادامه دارد، چون به هرحال آن چه ما را به هم نزدیک میکند، اهداف مشترکی است که ما داریم و آن سرنگونی مافیای قدرتی است که به غلط توانسته‌اند در۴۰ سال گذشته حکومت ما را به اسیری بگیرند، و مردم ما را در بدترین شرائط ممکن نگه دارند، همچنین با حیله و تزویر و جعل به حکومتشان دادمه بدهند.
خسرو شهریاری:   در واقع ما ۴۰ سال است که فریاد میزنیم که نه می‌بخشیم و نه فراموش میکنیم، با اشکال مختلف با سیاست ، با هنر ، با تئاتر ، با شکل ، با شعر ، با شرکت در جلسات و نشست‌های مختلف فریاد میزنیم و میخواهیم از سازمانهای بین‌المللی که بنشینند و مطرح کنند، بحث کنند و ببینند چه اتفاق تراژدیک غم انگیزی در ایران اتفاق افتاده است، اینها حرف که زیاد می‌زنند و این مطالبی را که نوشتند قدرت اجرایی ندارد، ولی امیدواریم که این به جایی برسد که بنشینند و به جد به مسائلی که اتفاق افتاده توجه کنند، بحث بر سر این است که اکثر کسانی که در سراسر ایران دست به خون هزاران نفر آلوده کردند همچنان در قدرت هستند، حتی کسانی که در قدرت نیستند، باید اینها محاکمه بشوند ، حتی کسانی که به شکلی در این جنایت هولناک در واقع دست داشتند، باید محاکمه بشوند، و باید بشینند و توضیح بدهند که چکار کردند، بحث بر سر این است که کارهای که اینها کردند، در واقع کشتار جمعی عده‌ای بوده بدون اینکه محاکمه‌ای باشد، بحث محاکمه بحث دیگری بود، آنها چند تا سوال میکردند، ولی بحث بر سر این است که گروه ، گروه‌ عزیزان ما را اعدام کردند و جاهای که ناشناخته بود در اطراف شهرها دفن کردند، و به خانواده‌هایشان اجازه اینکه اجساد عزیزانشان کجا هستند را ندادند ، حتی من فکر میکنم باید از تک به تک کسانی که حتی رانندگی کردند و جسد این عزیزان را از زندان به آن بیابان‌ها منتقل کردند همه اینها باید محاکمه بشوند، ما میگویم ۳۰ هزار نفر، ولی واقعا آمار دقیقی نداریم، بخاطر اینکه در شرائط خفقان ، در شرائط خفقان این مافیای قدرت هیچ چیز روشن نیست، و خانواده‌ها حتی جرات این را ندارند، که عنوان کنند چه عزیزانی را بی نام و کجا از دست دادند، این واقعیت ما هست، به هر حال هر حرکتی که انجام بگیرد،  به جای عملی برسد، گفتن و نوشتن یک حکایت و رسیدن به نقطه عملی که اینها را به محاکمه بکشند، سفارتخانه این مافیای قدرت را باید ببندند ، باید دانه به دانه بیاورند و در دادگاه‌ها بنشانند و بخواهند که توضیح بدهند چکار کردند، و تاسف‌بار اینکه بسیاری از اینها همچنان در قدرت هستند، حتی بعضی از اینها افتخار میکنند که دست به کشتار زدند و جوانان ما را از میان بردند .
خسرو شهریاری:   خوب طبیعی است که این حکومت جهل و خرافه است، حکومتی که بر بنیادهای خرافه سوار شده، و با پولی که از فروش نفت بدست میآورد ، سوار بر خرافه شده و طبیعتا تنها دشمنان این حکومت هم انسانهای آگاه هستند، انسانهای که آزادیخواه هستند، انسانهای که میدانند ، دانش دارند و میدانند که چی میخواهند، طبیعی است و اینها در واقع رودروی کسانی بایستند که میدانند و می‌شناسند و دانش دارند و آگاه هستند این حکومت خرافه بر چی سوار شده؟ و این مافیای قدرت به شکلی دارد عمل میکند، خوب اگر نگاه کنیم در تاریخ ۴۰ سال گذشته‌مان به محض اینکه به قدرت نشستند شروع کردند مثلا روزنامه‌ها که آگاهی دهنده بود و محلی بود که میتوانست به مردم آگاهی بدهد، دستگیری روشنفکران ، بعد می‌بینیم حمله به کتابفروشی‌ها ، بعد می‌بینیم حمله به روشنفکران به اشکال مختلف ، که سرانجام میرسد به قتل‌های زنجیره‌ای، قتل‌های زنجیره‌ای از آن نکات بسیار مهم است ، که در آن مملکت اتفاق افتاده ، و قتل‌های زنجیره‌ای نه فقط در ایران درخارج از ایران هم ادامه پیدا کرد، می‌بینیم شروع به از بین بردن آگاهی کردند ، چون میدانند دشمن این حکومت آگاهی است، دشمن این حکومت دانستن است دشمن این حکومت کسانی است که میدانند، میشناسند و میدانند که این حکومت مافیایی بر چه سوار است و می‌بینیم دشمن آنها اینها هستند، وقتی دشمن آنهای هستند، همین نشانه است که اینها جلوی آنها می‌ایستند، و آنها را سرکوب میکنند.
خسرو شهریاری:    طبیعتا تاثیر نداشته ، از نشانه‌های تاثیر نداشتن این است که این حکومت همچنان به سرکوب ادامه میدهد، این حکومت بر خرافه و سرکوب سوار است، استفاده میکند از پول نفت برای سرکوب ، خوب این حکومت اگر روزی به ثبات میرسید، نیازی نداشت همچنان بایستد در مقابل نیروهای آگاه ، همچنان تروریست تربیت کند، همچنان که دیدیم تروریست فرستادند و به مقاومت حمله کردند ، تروریستی که اروپا دستگیر کردند، ولی اروپا برنامه‌ای ندارد که در برابر حکومت بایستد، آدمی نشانه‌های بسیاری میتواند ببیند، که این حکومت تروریست تربیت میکند و تروریست برای کشتار روشنفکران و ضدیت با مقاومت میفرستد ، همچنان که تروریست درکشورهای دیگر میفرستد ، این نشانه این است که این حکومت ثبات ندارد، اگرثبات داشت که نیازی به اینها نداشت، اگر ثبات داشت در مقابل زنان نمی‌ایستاد، از روسری سر نکردن زنان هم میترسد، چه برسد به این آگاهی ، این حکومت هرگز نتوانسته به نقطه‌ای برسد که احساس ثبات بکند، و این باعث میشود همچنان به تروریسمش و همچنان به کشتار روشنفکران و همچنان به مقابله با دانشجویان و همچنان در مقابل کارگران بایستند،کارگرانی که چیزی جزء حقوق‌شان را نمیخواهند، مگر چی میخواهند؟ فقط حقوق‌شان را میخواهند، تنها حقوق دستمزدشان را میخواهند که زحمت آنرا کشیدند، به همین سادگی ، اینها طبیعتا نمیتوانند جوابگو باشند، هرگز در طی این ۴۰ سال اگر نگاه بکنید، هیچ لحظه‌ای از این ۴۰ سال نمی‌بینید که حکومت احساس تثبیت کرده باشد، احساس کرده باشد ثابت است، هنوز از چیزهای صحبت میکند، اینها نشانه‌های بسیار کوچکی هستند که نشان میدهد این حکومت ثبات ندارد و ثبات نداشته و به همین ترتیب که پیش میرود ثبات نخواهد داشت، و لحظه به لحظه به نقطه‌ای میرسیم این ساختمانی که از خرافه ساخته، از زورگوی ساخته فرو بریزد .
خسرو شهریاری:   بی تردید هنر یکی از نقش‌های بسیار اساسی است، ولی نه هنری که پولکی ساخته شده، نه هنری که خود حکومت ساخته ، نه حکومت کاری کرد از روز اول کسانی که آگاهی داشتند وکسانی که هنرمند بودند، و کسانی که میدیدند و شک میکردند به وجود حکومتی که شکل گرفته بود، به شکلی که این آگاهی را به جامعه بدهند ، بحث هنر و هنر  واقعی ، یک هنر دولتی داریم که اینها شروع کردند به ساختن هنر دولتی ، همچنان که میبینیم نویسنده دولتی ساختند، سینماگر دولتی ساختند، شاعر دولتی ساختند، نقاش دولتی ساختند، ولی هیچ اثر آنچنانی ندارد، در زرورق پیچیده هنر هست، هنر تقلید است، هنر واقعی اثر میگذارد، اگر ما بیندازیم مثلا بعنوان نمونه دوران انقلاب مثلا سلطان‌پور کرد، در همان نمایش کارگر ایران ناسیونال آنها وحشت کرده بودند از چنان نمایشی که یادم میآید که ما آن روزگار از درودیوار صنعتی بالا میرفتیم و خودمان را آن سو می‌انداختیم که چماق بدستان و چاقو‌بدست‌ها یا زنجیر بدست‌ها ما را دنبال میکردند، که البته آن هنر و آن نمایش راستین بعد از هر اجرا به شورشی تبدیل میشد، به هر حال حکومت ارتجاع از آن میهراسید، حکومتی که بر بنیادگرایی سوار است، از آن میترسد، بعد می‌بنیم همین هنر هم در خارج هم سعی بسیاری کردیم که این مسائل ایران را به شکل هنر مطرح کنیم، مثلا نمایشی داشتیم درلندن که نمایش خیابانی بود  صحنه‌های تکان دهنده‌ای داشت اتفاقا در آن نمایش گیسو شاکری نقش کارگری را بازی میکرد که فرزندانش را از دست داده است، در همان نمایش مثلا جوانی مادرش را بغل گرفته بود ، جوان انگلیسی، بعد میگفت مادر چکار میخواهی برایت بکنم، و صحنه تکان دهنده‌ای واقعا بود، یا در صحنه دیگری بازیگری ماسک را از چهره خودش برداشت شروع کرد زار، زار گریه کردن، آنها صحنه‌های بسیار تکان‌دهنده‌ای بود که اثر خودش را هم در تماشاگر معلوم شده گذاشته و میگذارد، یا کار صحنه‌ای که تماشاگران بعد از دیدن نمایشی بود بنام «سوناتهای مرگ»، که صحنه بود و بسیاری از تماشاگران غیر ایرانی بعدها گفتند ما جستجو کردیم ببینیم چه اتفاقی افتاده ، موضوع ۶۷ چه بوده؟ این نشان میدهد تاثیر هنر است، هنر واقعی آن هنری است که اثر بگذارد، آن هنری است که واقعیت را به عنوان یک اثر آگاهی دهنده به شنونده و تماشاگرش بدهد، ولی آن چه در ایران اتفاق افتاده، چنین نیست، یک هنر در زرورق پیچیده است، یک هنر دولتی است، یک هنری است که از تعهد خارج است، وقتی میگویم هنر مقاومت و هنر متعهد یعنی هنری که گرفتار اصلاح‌طلب یا شاخه‌ای از این شاخه به آن شاخه نشود، واقعیت جامعه را ببیند، واقعیت جامعه را به تماشاگرش به خوانندش به شنونده‌ش منتقل بکند، غیر از این باشد این هنر نیست، هنر مقاومت نیست، می‌بینید چیزی که دولت ساخته این بود، هنری که حضور داشت، و میتوانست رشد بکند، این حکومت آن هنری را گذاشت رشد بکند، که مدافعش بود، که در کنارش بودند، که بخشی از بدنه‌ش بودند، اصلا معنایش این نبود که هنرمندانی بودند، ساکت نشستند یا کار خودشان کردند، ولی برای اینکه کتابشان فرض کنید از سانسور بگذرد و چاپ بشود، تن به حکومت بدهند، خیر ، هنرمندان متعهد در مقابل آخوندها سرکج نکردند ، و به هنرمند دولتی تبدیل نشدند، ، اگر هنری واقعی باشد نقد هست، نقد واقعیت جامعه، اگر این نگاه را یک هنرمند نداشته باشد، آن هنری نیست که مردم را تحت تاثیر قرار بدهد، طبیعتا نخواهد داد، و اگر هنر واقعی باشد، طبیعتا اثر خودش را میگذارد، یک هنرمتعهد و یک هنر مقاوم جامعه را نقد میکند ، نگاه مردم را باز میکند، این امکان را به تماشاگرش به شنونده‌ش به بیننده‌ش میدهد، که واقعیت را ببیند، بایستد، قدم بعدی را در تغییر جامعه بگذارد، تغییر شرائط حاکمی که در آن فشار میآورد ، بر آن حاکمی که زندگی‌ش را به فساد کشانده و از بین برده است .
خسرو شهریاری:   واقعیت را بخواهید اینان هیچ نقشی ندارند، اینها هنرمندانی هستندکه در زرورق پیچیده شدند، این هنر نیست، به نظر من هرگز نمیتواند بر روی مردم اثر بگذارد، اصلا کلمه سلیبریتی و کلماتی که در زرورق پیچیده شده، کلمات جهل است، یعنی جهل دروغ و فریب را در زرورقی بنام سلیبریتی پیچیده، حتی فریب در بافت حکومتی، در این مافیای حکومتی قوی است ،ولی مردم بخوبی تشخیص میدهند، نگاهی بیندازیم که چه اتفاقی افتاده، این روزها چه اتفاقی دارد می‌افتد، مردم بخوبی میشناسند هنرمندخودشان را، که بخوبی عمل میکند، مطمئنم و گمانم این است که هیچگونه اثری بر مردم نخواهد گذاشت، و نمیگذارد، تا با زرورق پیچیده شده با همین حکومتی که آمده و با این حکومت هم میرود، و هیچ اثری نخواهد داشت .
خسرو شهریاری:   مشکل این است که اینها از ایستادگی و استقلال مقاومت وحشت دارند، و آنچه که در مقاومت می‌بینند، همین ها است، تشکیلاتی که میتواند اثر داشته باشد، تشکیلاتی که اثر دارد، و می‌بینند خوب طبیعی است، وقتی اثر داشته باشد ، نیروی که اثر داشته باشد، نیروی که صدایش شنیده بشود بوسیله مردمی که در آن شرائطی که سخت دشوار زندگی میکنند، خوب طبیعی است مشکل اساسی‌ش همان میشود، یعنی میخواهد بایستد در مقابل نیروی که مستقل است نیروی که تشکیلات پشت‌ش هست، نیروی که زحمت کشیده، نیروی که خون داده و بهاء داده است، اگر نگاه کنید در این همه سال بعنوان یک انقلابی حرفه‌ای از آزادی‌ش ، از استقلال دفاع کرده، ایستاده روی حرفش برای از بین بردن حکومتی که بر خرافه و زورگویی بر مافیای قدرت سوار است، خوب طبیعی است این را دشمن خودش بداند، که میخواهد در مقابلش بایستد .
خسرو شهریاری:   من فکر نمیکنم که تاثیری داشته به هر حال دولتی است یعنی این سلیبریتی‌ها در واقع در زرورق پیچیده هنری است که دولتی است، و دولتیها میخواهند به خورد مردم بدهند، من فکر نمیکنم آنچنان بتوانند در حرکت مردم هیچگونه تاثیری بگذارند، اگر تاثیر بگذارند لحظه‌ای است، و بعد از لحظه وجود خارجی ندارد، نمیوانند اثر بگذارند، همه فهمیده‌اند مثلا در سینما وقتی جایزه بزرگی را میبرند، مردم می‌بینند الان ما با شرائط دیگری روبرو هستیم، مردم خبر دارند، این همه اینترنت ، و به راحتی میتوانند به اطلاعات دست پیداکنند، میفهمند که فلان سینما جایزه بزرگ را برد، جایزه ساخته‌ای بود که حکومت باعث شد ببرد، اینها چیزهای ساده‌ای برای مردم شده، الان آن روزگاری نیست که مردم ندانند چی میگذرد، مردم از همه چیز خبر دارند، مردم میدانند برای همین تکیه نمیتوانند بکنند، و تکیه نمیکنند به آن هنرمندی که تا ببینند چی میگوید .
خسرو شهریاری:   خوب طبیعتا آنانی که به مقاومت پیوستند ، آن هنرمندان متعهدی هستند، که تعهد به مردم دارند، در واقع میدانند مشکلات مردم چی هست، واقعیت این است  مردم نان ندارند که بخورند، و هنرمندی که به مقاومت می‌پیوند در واقع می‌پیوند به حرکتی که پشتوانه مردمی دارند مردمی که حقوق‌شان را نگرفتند، در واقع به حقوق‌شان دست پیدا کنند، تعهد از حقوق هنرمند است، مقاومت است بحث تغییر حکومت است آنها میخواهند حکومت و شرائط را تغییر بدهند، شرائط را به سود مردم، برای آزادی، برای دمکراسی تغییر بدهند، خوب این به روشنی پیدا است، هنرمندی که اینها را نمیخواهد و نقشش و هدفش این است که نهایتا مردم را سرگرم بکند، اینها را مردم نگاه میکنند، نمیگویم مردم نگاه نمیکنند، تماشا میکنند، با آنها همراهی میکنند، میخندند، ولی آنها آن اثری که باید بر مردم نمیتوانند بگذارند، در حالیکه هنرمند متعهد جامعه را نقد میکند ، مردم را آگاه میکند، میخواهد به مردم بفهماند که چی میگذرد، در جامعه چی میگذرد، در حالیکه کسی در کنار حکومت است، هنرمند حکومتی است، مردم طبیعتا اینها را نمیخواهند ، وقتی نمیخواهند در حالیکه مردم به روشنی معلومه نان ندارند بخورند، مسائل‌شان را هنرمند متعهد بیان میکند.
خسرو شهریاری:  ایستادگی ، ایستادگی ، ایستادگی ، مقاومت ،‌مقاومت ، مقاومت، تغییر ، تغییر ، تغییر ، تا از بن‌کندن حکومت مافیای جمهوری‌اسلامی‌ایران ، با تمام عناصر کوچک و بزرگش .
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

انعکاس تظاهرات کارگران فولاد اهواز و کارگران نیشکر هفت‌تپه در رسانه‌های بین‌المللی

گزارشی مندرج در سایت ایران آزادی
انعکاس تظاهرات کارگران فولاد اهواز و کارگران نیشکر هفت‌تپه در رسانه‌های بین‌المللیسایت نیوز بلیز استرالیا  و فری ری پابلیک آمریکا در روز ۲۰ آذر ۹۷ با درج گزارشاتی به تظاهرات کارگران فولاد اهواز و کارگران نیشکر هفت‌تپه پرداخته و تصاویری از تجمعات آنها را نیز درج کردند.
نیوز بلیز استرالیا با عنوان «ایران در میان پرتاب موشک سپاه، کارگران فولاد اهواز  اعتصاب می‌کنند» نوشت: خبرگزاری نیمه رسمی فارس روز دوشنبه گفت: «ایران توانایی ساخت موشکهای بالستیک را با برد وسیعتر دارد.»
حاجی زاده گفت: «ما توانایی ساخت موشک های با برد وسیع تر را داریم ما محدودیتی از نظر فنی یا قرار دادی برای برد موشک نداریم.»
دولت ایران مذاکرات با واشنگتن بر سر  قابلیتهای نظامی خود، به ویژه برنامه موشکی که توسط سپاه پاسداران اداره می‌شود، را رد کرد.
ایران میلیاردها دلار برای برنامه های موشکی بالستیک خود و حمایت از تروریسم در سراسر جهان صرف می‌کند، در حالی که نیازهای اساسی مردم را تامین نمی‌کند.
رژیم منابع مالی  خود را برای  سرکوب داخلی، جنگ ستیزی و گسترش تروریسم در خارج از کشور بکار می‌گیرد، بهمین دلیل محرومیت در میان ایرانیان و قیامهای مردمی در ایران اوج می‌گیرد.
در چنین شرایطی، روز دوشنبه ۱۰ دسامبر کارگران گروه صنعتی ملی فولاد اهواز اعتصاب و تظاهرات خود را برای ۳۱امین  روز ادامه دادند…»
فری ری پابلیک آمریکا نیز با عنوان «ایران اعتصاب کارگران فولاد در شهر اهواز» نوشت: «…کارگران  به خیابانهای شهر اهواز ریخته و در حالیکه مردم از آنها حمایت می‌کردند با عبور از جلوی نهادهای دولتی شعار می‌دادند «سوریه را رها کن فکری بحال ما کن. کارگر می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد. مرگ بر ستمگر. مملک شده دزدخانه. روحانی درغگو کلید تدبیرت کو:»
کارگران بنری حمل می‌کردند که روی آن نوشته شده بود: «کارفرمایان ما مافیایی عمل می‌کنند و سکوت مقامات علامت همکاری با آنهاست.»
آنها دست دولت را برای طرحهای فریبکارانه با وعده‌های توخالی جهت خاموش کردن اعتصابات افشا می‌کردند.
کارگران تاکید کردند که اعتراض خود را تا رسیدن به  اهدافشان ادامه خواهند داد. خواسته‌هایی از جمله، بازگشت این شرکت به دولت، ایجاد خطوط تولید، تهیه تجهیزات و قطعات لازم، حل مشکل بیمه کارگری و پرداخت حقوق منظم و به موقع کارگران.
کارگران نیشکر هفت تپه نیز روز یکشنبه صبح به اعتراض خود ادامه دادند.
آنها به وعده توخالی رژیم برای  آزادکردن بازداشت شدگان اعتراض کردند و اظهار داشتند که وعده های دروغ را تحمل نمی‌کنند.
در همین اثنی، رانندگان عصبانی شرکت حفاری جنوبی در حومه شهر اهواز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و خود، اعتصاب کردند. مسیر جاده اهواز به فرودگاه را مسدود کردند.»

با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

قطعنامه کنفدراسیون اتحادیه جهانی بازرگانی؛ همبستگی با کارگران و دانشجویان ایرانی

گزارشی مندرج در سایت ایران آزادی
قطعنامه  کنفدراسیون اتحادیه جهانی  بازرگانی؛ همبستگی با کارگران و دانشجویان ایرانیکنفدراسیون اتحادیه جهانی بازرگانی  ( آی تی یو سی ) در تاریخ ۱۶ آذر ۹۷  در پایان چهارمین کنگره جهانی خود که با حضور ۱۲۰۰ شرکت‌کننده از ۱۳۲ کشور طی ۵ روز از ۲ تا ۷ دسامبر در کپنهاگ، برگزار گردید، بیانیه‌ای در مورد موج اعتصابات و تظاهرات کارگران و دستگیری رهبران کارگری در ایران صادر نمود.
این کنگره توسط نخست وزیر دانمارک خانم لارس لوکا راسموسن، شهردار کپنهاگ فرانک جنسن و گای رایدر، مدیر سازمان بین المللی کار، برگزار گردید.
طعنامه  کنفدراسیون اتحادیه جهانی بازرگانی (آی تی یو سی) خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی کارگران ؛ برسمیت شناختن اتحادیه های مستقل کارگری  و لغو محدودیت ها ، و احترام کامل به حقوق کارگران و سایر حقوق انسانی در ایران شده است.
کنفدراسیون اتحادیه جهانی بازرگانی ( آی تی یو سی ) که در اول نوامبر ۲۰۰۶ تاسیس شده است، در حال حاضر در برگیرنده ۲۰۷ میلیون عضو  از کارگران رشته‌های مختلف در ۱۶۳ کشور جهان می باشد و مقر اصلی آن در ژنو قرار دارد.
متن قطعنامه کنفدراسیون اتحادیه جهانی  بازرگانی در پی می‌آيد:
«قطعنامه فوری ارائه شده در مورد ایران
کپنهاک – دانمارک
۲تا ۷ دسامبر ۲۰۱۸
قطعنامه ارائه شده توسط:  تی یو سی انگلستان، ث ژ ت فرانسه، س اف د ت  فرانسه، چی جی ال ایتالیا، ال او نروژ، ال او سوئد، دی جی بی آلمان و سی ال سی کانادا
از یک ماه گذشته، ایران موجی از اعتصابات و تظاهرات کارگران را در میان بسیاری از بخشها و دانشجویان در برابر وضعیت اقتصادی فاجعه‌با، فقر و در نتیجه سرکوب تهاجمی علیه کارگران و رهبران نظیر اسماعیل بخشی و علی نجاتی تجربه کرده است.
تأثیر تحریمهای ایالات متحده موجب تضعیف مدیریت ضعیف  اقتصاد  می شود  و کارگران  هستند که  قیمت آن را پرداخت می کنند. مشاغل درحال از بین رفتن هستند و کاهش دستمزد  به گروههای شغلی بیشتر و بیشتری ضربه می‌زند. فقر گسترش یافته است.
هر اعتصاب، هر ادعای مشروع، به عنوان یک اقدام علیه امنیت ملی توصیف شده و با دستگیری، آزار و سوء رفتار همراه است.
کنگره آی تی یو سی ITUC  ؛ کنفدراسیون اتحادیه جهانی بازرگانی؛ در کپنهاگ همبستگی خود را با تمامی کارگران و دانشجویان ایرانی اعلام می‌کند.
ما از سیاستهای ضدکارگری رژیم تهران متاسفیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط همکارانمان و برسمیت شناختن اتحادیه‌های مستقل کارگری  و شوراهای کار به عنوان نمایندگی  مشروع مشاغل می‌باشیم.
ما خواستار لغو محدودیتها، احترام کامل به حقوق کارگران و سایر حقوق بشر در ایران بوده و با کنفدراسیون اتحادیه جهانی بازرگانی و  فدراسیونهای اتحادیه  جهانی  برای اطمینان از این که عدالت برای شاغلین ایران تامین گردد، همکاری می‌کنیم.»

با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

مادری بالای هشتاد سال سن در انفرادی و زنان جوانی که راهی قرچک شدند

مقاله ای مندرج در سایت ایران  آزادی
مادری بالای هشتاد سال سن را برای دوماه در انفرادی نگه می‌دارند و زنان جوانی را به ۶ ماه تا یک سال زندان محکوم می‌کنند تنها به خاطر آنکه به گرانی اعتراض کرده‌اند.
مهدی راد
چندی پیش ویدئویی در شبکه های اجتماعی دست به دست می گشت که از آن به عنوان جنبش انداختن سیاستمداران دزد و فاسد در سطل آشغال نام برده می شد. این ویدئو نشان می دهد که چگونه مردم خشمگین سیاستمدارانی که فسادشان محرز است را از پشت میزکارشان بیرون می کشند و خیلی واقعی آنها را در سطل آشغال می اندازند. وقتی گزارش کانون مدافعان حقوق بشر به نقل از نرگس محمدی از بند زنان زندان اوین را که از پی می آورم خواندم پیش خودم فکر کردم سرنوشت جنایتکارانی اینگونه بی رحم و قسی القلب غیر از همین سطلهای آشغال نیست.
اعتراض علیه گرانی، حق بود یا جرم؟
گزارش نرگس محمدی از بند زنان زندان اوین
چکیده: باورم نمی شود سیستم امنیتی- قضایی با جوانانی که فقط برای اعتراض به گرانی به خیابان ها آمدند چنین رفتار خشونت آمیزی در پیش بگیرد. جوانانی که پر از شور و عشق و امیدند و متأسفانه به دلیل بی لیاقتی و فساد سیستماتیک حکومتی و شیوه های استبدادی برای اعتراض به وضعیت موجود از مسالمت آمیزترین و مدنی ترین راه یعنی اجتماعات علنی بهره گرفته اند و اکنون به جای دانشگاه هایشان کنج زندان نشسته…
چند ماه پیش.
آیفون زنگ می خورد. ورودی جدید داریم. برای آوردن زندانی به دفتر بند فرا خوانده می‌شوم. وقتی وارد دفتر شدم پیرزنی عصا در دست دیدم. لرزش دستانش مشهود بود. لبخندی معنادار برلب داشت. پرسیدم مادر جانم چند ساله اید؟ گفت بالای ۸۰سال. گویی به زمین کوبیده شدم.
گفت مادر جان ۲ماه است در انفرادی بودم آنجا لرزش دستانم زیاد شده. شرایط سختی بود. بغض در گلو دستانش را به آرامی می فشارم. دستش را در دستم نگه می دارم و با دستی دیگر به عصا، راه می افتیم. یک طبقه باید بالا برویم چند بار می ایستد و نفس می گیرد. بلافاصله تختش را با گلرخ و فاطمه مرتب می کنیم. شرمسارانه می گویم ببخشید بضاعت ما همین است، قدری استراحت کنید.
نگاهی به بالش می اندازد و با همان لحن پیر و مؤدبانه می گوید این که پادشاهی است دوماه با این استخوان های بدنم، روی پتوی سربازی و سر بر پتوی سفت خوابیدم. تو چرا می گویی شرمنده ام؟ مادر پیر یکی از معترضان به گرانی در جامعه بوده است.
چند وقت دیگر صدای آیفون در می آید. چند دختر جوان بین ۱۹تا ۲۷سال وارد بند می‌شوند. آنها هم بازداشت شدگان اعتراضات اخیر بوده اند. یکیشان می گوید من خودم چون کار می کردم نسبت به گرانی اعتراض داشتم و تا حالا نه کاری کرده بودم نه در تجمعی شرکت کرده بودم ولی وقتی گفتند علیه گرانی جمع می شویم من هم آمدم.
قرار بوده تجمع در ۱۱مرداد و مقابل پارک شهر باشد اما بچه ها می گفتند اصلاً تجمعی شکل نگرفت یعنی نگذاشتند که شکل بگیرد. همه را بازداشت کردند. یکیشان می گفت من اصلاً قصد مشارکت در تجمع را نداشتم آنجا محلی است که من صنایع دستی ام را می فروشم. چند وقت است که در آن محل این کار را می کنم اما هر چه در دادگاه گفتم قاضی گوش به حرفم نداد.
دخترهای جوان در دادگاه به ریاست آقای مقیسه به شش ماه تا یک سال حبس محکوم شده اند. ۲ماه هم در قرچک در میان متهمان عادی نگهداری شدند. یاد مادر پیر افتادم که برای اعتراض به گرانی آمده بود و سر از سلول انفرادی درآورده بود. دخترها هم علیه گرانی آمده بودند و سر از قرچک درآورده بودند.
باورم نمی شود سیستم امنیتی- قضایی با جوانانی که فقط برای اعتراض به گرانی به خیابان ها آمدند چنین رفتار خشونت آمیزی در پیش بگیرد. جوانانی که پر از شور و عشق و امیدند و متأسفانه به دلیل بی لیاقتی و فساد سیستماتیک حکومتی و شیوه های استبدادی برای اعتراض به وضعیت موجود از مسالمت آمیزترین و مدنی ترین راه یعنی اجتماعات علنی بهره گرفته اند و اکنون به جای دانشگاه هایشان کنج زندان نشسته اند.
آیا تجمع علیه گرانی حق مردم بود یا عملی مجرمانه؟ مسئولانی که در بیانات تلویزیونی تجمعات را از حقوق بنیادین ملت بر شمردند و قول رسیدگی دادند آیا منظورشان از رسیدگی همین بود؟
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

آزمایش موشک بالستیک میان‌برد رژیم و بحران بین المللی :گفتگو با صوفی سعیدی

آزمایش موشک بالستیک میان‌برد رژیم و بحران بین المللی :گفتگو با صوفی سعیدی

آزمایش موشک بالستیک میان‌برد رژیم و بحران بین المللی :گفتگو با صوفی سعیدیآزمایش موشک بالستیک میان‌برد رژیم که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ی را دارد ناقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت بوده است. دراین رابطه وزارت خارجه آمریکا موضع گرفت و بدنبال آن  وزرای خارجه اروپا، از جمله فرانسه،‌ آلمان و انگلیس آن را محکوم کردند. در مورد این واکنش‌ و پی‌آمدها و نتایج این حادثه، شبکه تصویری ایران آزادی گفتگویی با خانم دکتر صوفی سعیدی« استاد روابط بین الملل» انجام داده که این موضوع موردبررسی قرارگرفته وبه سئوالات پاسخ میدهد
صوفی سعیدی: شما نکته جالبی را اشاره کردید اگر اجازه بدهید خارج از پاسخ به سؤال شما زمینه کوتاهی را خدمت همگی عرض کنم و آن این است که رژیم یپش از این هم در امر شلیک موشکهای میان‌برد بالستیکی سابقه امر دارد ، در جامعه بین‌المللی عکس‌العملهای یکسان است، قبلاً در قطعنامه دیگری هم وجود داشته ۱۶۲۹ که آنجا برمیگردد به سه سال قبل که رژیم تست بالستیکی کرد، عکس‌العملش را دریافت نکرد، سال بعد مواجه شد با مقوله برجام، این برمیگردد به دوسال و اندی پیش آنجا هم وقتیکه به توافق اعضای شورای امنیت که میگویند ۵+۱، وقتی که آن توافق صورت گرفت، بلافاصله یکسال بعد که برمیگردد به سال گذشته که تست بالستیک را انجام داد، متاسفانه کشورهای اروپایی کسانی بودند که با امریکا در آن مقطع هم با برجام موافقت کردند که کل امر دفاع وعملیات بالستیک را، موشک‌های بالستیک را وارد قرارداد برجام بکنند، آن‌ها گفتند که حالا که رژیم موافقت کرده چنین بیاید توافق بکند، چرا ما این مسئله موشکها را وارد این معامله و وارد بحث بکنیم، این هم گریبانگیر همان کشورهای اروپایی که بخاطر نزدیکی و مجاورت بیشتر با ایران دارند، هست، بنابراین این لغتها بسیار مهم بود همان جا وقتی قطعنامه ۲۲۳۱ را که من همین الان صحبتش کردید شما و به آن اشاره کردید، یک بحث جلسه شورای امنیت ملی است، و ایجاد شد آنجا هم فرصت داشتند که لغتهای درست را بکارببرند همینجا است که من خدمت‌تان عرض کردم چون مفهوم کل روابط بین‌الملل تمام لغاتی که استفاده می‌شود از معنای خاص و مشخص و پیگیری و عملکرد خاص برخوردار است، هیچکدام از اینها به سادگی نمی‌شود از آنها گذشت، آنجا هم لغت منع استفاده از تسلیحات موشکهای میان‌برد بالستیکی را بجای لغت منع بردند که ما پیشنهاد می‌کنیم استفاده نکنیم و خوب است که اینکار را نکند، و همین هم لغت و کلامی است که رژیم استفاده کرده و برای بازی و در عین حال تست بالستیک استفاده می‌کند، حالا چرا این لغات مهم است، برمی‌گردد به سؤال خیلی مهم شما که پرسیدید ما کنش‌ها و عکس‌العملهای تندی رخ داده در پی این تست موشکی بالستیکی رژیم، اجازه بدهید مرور کنیم خیلی کلی و صریح این عکس‌العملها، همه این اتفاقات یک هفته گذشته رخ داده است، یعنی ما در عین حال که داریم صحبتش را می‌کنیم سیر تحول وقایع بی تردید در حقیقت عکس‌العملهای شدید به طرف ایران رخ داده است، شنبه این تست را رژیم انجام داده، همان زمانی بوده که کشورهای جی ۲۰ در آرژانتین ملاقات داشتند و امریکا و وزیرخارجه امریکا شدیداً عکس العمل نشان می‌دهد بلافاصله روز یکشنبه و دوشنبه کشورهای که راجع به آن صحبت می‌کردند، کشورهای اروپایی دوشنبه بدون درنگ درخواست می‌کنند که اصلاً سازمان ملل برای ملاقات جلسه تشکیل بدهد، اینجا دوباره رژیم سریعاً برمیگردد، می‌آید می‌گوید من موضع دفاعی گرفتم و این مسئله دفاعی خودم بوده، که آقای برایان هوک که از دست‌اندکاران وزارتخارجه برای امور ایران هستند، سریعاً پاسخ دادند که چطور یک دولتی که خودش حامی تروریسم در دنیا است، و به عکس‌العمل دفاعی نیاز دارد، به تست‌های دفاعی موشکی نیاز دارد، در عین حال آقای هوک اشاره کرد، که ما فراموش نمی‌کنیم که مگر همان رژیمی نیست که عملیات تروریستی در اروپا در دانمارک و در خاک فرانسه اگر خاطرمان باشد همه برمیگردد به برگزاری سالانه مقاومت با شرکت شخصیتهای بین‌المللی، آنجا در فرانسه که آقای هوک اشاره می‌کند به این کار تروریستی هم و می‌گوید آیا اینها از یک رژیم با رفتار تروریستی بر می‌آید، چطور خودش به عملکرد دفاعی نیاز دارد، آقای وزیرخارجه آلمان در انگلیس عکس‌العملهای شدیدی به خرج می‌دهند بنابراین ما پی‌درپی مواجه هستیم اینکه در چند روز گذشته بی جواب نمانده و این لغات مفهوم خاصی همانطور که گفتم در دنیای سیاست دارد.
صوفی سعیدی: شلیک موشک یک عمل انجام شده از جانب رژیم است که انکارش بلحاظ تکنیکی عملی نیست اما من فکر می‌کنم سؤال شما به مفهوم سیاسی کلمه برمیگردد، یک رژیمی هست به هر حال تعدادی از پاسداران پایه خودش و پایه عقیدتی خودش و ابزار نظامی خودش که در منطقه هم استفاده می‌کند، در داخل ایران می‌پروراند، نیاز دارد اینها را از لحاظ روحیه سرپا نگه بدارد، بنابراین از همچنین موضعی نمی‌تواند عقب‌نشینی بکند، یعنی جای برای این ندارد، از لحاظ کشورهای اروپایی هم تا جای که به این موضوع برمیگردد، یک اشتباه محاسبه است، چون همانطور که برایتان توضیح دادم از دو سه سال قبل یکسری جهش‌ها و حرکاتی انجام داده که با اروپایی‌ها به نحوی از انحاء کنار بیاید یعنی آن‌ها عکس‌العمل‌ها را تا حدودی پذیرفته بودند، این بار طبیعتاً صحنه فرق کرد و کاملاً برای رژیم غیر منتظره بود و انتظارش را نداشت، ما می‌توانیم بگویم یک اشتباه محاسبه از جانب رژیم بوده است.
صوفی سعیدی: ببینید موضوع برجام همانطور که همه می‌دانند طبیعتاً برد جدی داشت یعنی به هرحال این مسئله‌ای بود که تا آنجا که به روابط امریکا و اروپا برمیگردد، بلاخره این‌ها در برجام با ایران به توافق رسیدند اروپا یک اختلاف منافعی داشت، که من یک اشاره مختصری هم کردم حتی برای مثال از حمله موشکی قبلی در ۲۰۱۶ در دو سال پیش باز اروپا پافشاری می‌کرد، این مقوله بالستیک وارد مذاکره نباشد ولی یک مخالفتهای داشتند ولی این بار تفاهم نظر و اجماع بین‌المللی سیاسی برای گرفتن منافعشان که آن هم برمیگردد بلاخره دسترسی رژیم به خطه آنها با این موشکهای بالستیکی و بحث آموزش موشکی را اصلاً به سادگی نمی‌توانند از آن بگذرند، خود این باعث شده که برخلاف گذشته که اجماع سیاسی وجود نداشت، الان یک تفاهم کاملی وجود داشته باشد همانطور که الان ما در چند روز گذشته مشاهده کردیم، بطور واقعی و پراتیک خود اروپایی‌ها بودند در درجه اول درخواست ملاقات و جلسه اضطراری شورای امنیت ملی را دادند، یعنی آنها پیشقدم شدند و بلافاصله یکروز بعد که درخواست داده بودند جلسه شورای امنیت صورت گرفت، اینجا این اشتراک منافع است که من فکر می‌کنم باید به آن توجه داشته باشیم که تفاهم بین‌المللی بر علیه رژیم یک جبهه را ایجاد کرده و روی آن ایستاده‌اند.
صوفی سعیدی: رژیم به سادگی وارد این عمل نشده یک سری محاسباتی کرده است. متاسفانه یک سابقه امری هم در تست موشک‌های بالیستیکی داشته است. آنچه که اشتباه محاسبه‌اش بوده این بوده که انتظار نداشته اروپایی‌ها در درجه اول روبروی آن بایستند جایی که اصلاً فکر آن را نمی‌کرد که جامعه جهانی کاملاً یکدست روبروی آن بایستد ما صحبت از وقایعی کردیم که همه طی چند سال گذشته دست به دست هم داده است که امسال را ویژه کرده است در رابطه با اجماع جهانی علیه عملکرد تروریستی رژیم و آنهم همین اشتباه محاسبه است از آنجایی که رژیم فکر می‌کند وقایع جدا از هم می‌تواند معنی و مفهوم خاصی داشته باشد و می‌تواند از آن بهره برداری کند. جایی که صحبت از اشتباه محاسبه کردیم رژیم هرگز فکر نمی‌کرد که اینچنین وقایع که خودش باعث و بانی آن بوده به ویژه عملکرد تروریستی اخیرش در اروپا داشت اشتباه محاسبه از همین جا رخ داد که فکر نمی‌کرد که اینها افکار اروپایی‌ها را خیلی بیشتر به آمریکا نزدیک کند خارج از این که رژیم سعی می‌کرد در دوران برجام از اختلاف نظری که وجود داشت استفاده کند و رابطه اروپا و آمریکا را تیره کند که این صورت نپذیرفت.
صوفی سعیدی: رژیم الان در واقع بطور کامل می‌توانیم بگویم در یک بن‌بست قرار گرفته است، اصلاً بخواهیم ببینیم چه راه‌کاری برای او موجود هست، آیا اگر رژیم ادامه بدهد به این حرکات یعنی همین عملکردهای تست بالستیک، عملکردهای تروریستی که ما شاهد آن در اروپا بودیم طی ماههای اخیر که آن باعث می‌شود یک چنین واکنش‌های یکدستی در سطح بسیار سنگینی را با آن مواجه می‌شود همانطور که دیدیم در فاصله دو و سه روز یک اجماع جهانی ایجاد شد و امریکا بدون درنگ در همان روز دوم و سوم ناو هواپیمابر خودش را وارد خلیج کرده است، بنابراین یا این راه‌حل است که بنابراین راه حل واقعی برای رژیم نیست یا می‌تواند از این دست بکشد، دست کشیدن همان معنای جام زهر دارد ما صحبت از این کردیم که یک پایه‌ای هست بنام سپاه پاسداران و نیروهای خودش را می‌خواهد روحیه‌شان را از تزلزل در بیاورد، که از قبل ما هم میدانیم در حال از هم فروپاشیدگی است و می‌خواهد اینها را سرپا نگه بدارد، بنابراین عقب کشیدن هم جام زهر است و تزلزل پی‌درپی و بلاانقطاع برای رژیم دارد بنابراین یک حالت لاعلاجی و در بن‌بست قرارگرفتن، بهترین تعریفی هست که برای وضعیت رژیم می‌توانیم بکنیم.
صوفی سعیدی: بله از یکطرف می‌توانیم بگویم که حقیقتاً بله ؛ به نظر من گویای یک وضعیت سیاسی است، یعنی این دیگر مسئله سنجش نیست، چرخش جدی به این نحو که اگر ما برگردیم ببینیم که روابط و تنظیم روابط بین‌المللی بین دولتها که این چنین جلوی رژیم ایستادند تا یکسال و نیم پیش دنبال این بودند که با همدیگر در پایتختهای اروپایی عکس بگیرند و ملاقات بکنند روابط خیلی نزدیکی داشته باشند، و ابراز امیدواری بکنند ، ما نهایتاً می‌بینیم یک سیاستی عمیقاً چرخش پیدا کرده در این چند ماهی یا همین سال گذشته بخاطر بحران‌های که خود رژیم در آن فرو رفته است، بخاطر بپا خاستن مردم در داخل ایران و اعتراضات سراسری و این خودش نشان می‌دهد همین چرخش بطور واقعی و ملموس رژیم را دچار یک بحران و بن‌بستی کرده است، الان دیگر دوری می‌گزینند الان همانطور که ما ملاحظه کردیم ما باید بطور واقعی ببینیم بحث برجام و بحث مماشات آن چیزی که تا همین اخیراً خیلی برد داشته وخیلی از این صحبت می‌شده و تعریف می‌کردند کاملاً الان دیگر شکست خورده است یعنی واقعاً مسئله مماشاتی که دولت قبلی آمریکا کاملاً آنرا پیش برده بود می‌توانیم بگویم دیگر روی میز نیست الان بحث بحث سرنگونی است و ما و همه اذعان دارند که یک مقاومتی که از چهل سال در ۴ دهه مبارزه و کوشش خود برای اینکه بیاید و ثابت کند به جامعه جهانی که مماشات دیگر راهی برای مذاکره با این رژیم و تأدیب آن نیست و اینکه سرنگونی تنها راه حل است و این را روی میز بگذارد، این بزرگترین نتیجه بوده است و واقعیت کنونی را نشان می‌دهد. خارج از این که این مقاومت به طور موفقیت آمیزی هر نوع راه حل بیهوده و غیرواقعی که بقیه می‌خواستند برای گمراه کردن جامعه بین‌المللی روی میز بگذارند ملغی کرده و مخدوش اعلام کرده بنابراین آنها جزء بزرگترین دستاوردها بوده است. این خارج از اشتباه محاسبه رژیم واقعیت کنونی جامعه جهانی و تنظیم رابطه‌ای با این رژیم دارد این چنین است که ما صحبت آنرا کردیم. یک واحد متحد بر علیه این رژیم و یک رژیمی که در یک بحران و بن بست واقعی قرار گرفته است.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

کارگران اهواز، خامنه‌ای و روحانی را به مصاف می‌طلبند

مقاله ای مندرج در سایت ایران آزادی
کارگران اهواز در شعار، «نه حاکم، نه دولت، نیستند حریف کارگر»؛ خامنه‌ای و روحانی را به مثابه نمادهای خلافت اسلامی! به مصاف می‌طلبند.
اعتراض و اعتصاب کارگران فولاد اهواز در ۲۰ آذر وارد سی و دومین روز خود شد. آنها این روزها دیگر کفن پوش به خیابان‌ها می‌آیند. اتحاد و انسجامشان بیشتر و بیشتر می‌شود و صدای شعار هیهات منا الذلة‌شان خیابان‌های اهواز را می‌لرزاند.
صدای آنها البته تنها در خیابان‌های اهواز محدود نمانده است. از دانشگاه امیرکبیر تهران تا دانشجویان نوشیروانی بابل خود را در صدای کارگران اهواز باز می‌یابند.
این همه اما راوی آنچه در اهواز در جریان‌ست نیست. این قیام ایران است که اکنون در شکلی دیگر خود را به تمامیت جامعه عرضه می‌کند و در برابر استبداد حاکم صف می‌بندد.
کارگران به‌عنوان وسیع‌ترین بخش از جمعیت کشور به صحنه آمده‌اند؛ آنها در فقر و بی‌حقوقی با اکثریت مردم ایران دارای نقاط مشترکی هستند. بی‌دلیل نیست که معلمان، دانشجویان و بازاریان خود را در کنار آنها می‌یابند. بی‌دلیل نیست که به‌جز اقلیت حاکم سایر مردم ایران صدای خود را در آنها می‌شنوند.
شعارهایی که از گلوی کارگران در اهواز برمی‌خیزد تنها شعارهای آنها نیست. این شعارها بازتاب روح قیام است که در یکسال گذشته از مشهد آغاز حرکت کرده، و شهر به شهر و روستا به روستا همه‌ی خاک ایران را در می‌نوردد و در هر نقطه‌ای به شکلی در برابر نظام ولایت فقیه صف‌آرایی می‌کند.
اگر به شعارهای کارگران در اهواز در روزهای گذشته دقت کرده باشیم شاید یک شعار بیش از بقیه تامل‌ها را برانگیزد. آنجایی که کارگران شعار می‌دادند: «نه حاکم، نه دولت، نیستند به فکر ملت» [کانال یوتیوپ فریدم مسنجر ۱۲ آذر ۹۷]
پر واضح است که منظور از حاکم؛ خامنه‌ای و منظور از دولت؛ روحانی‌ست. کارگران هر دو نماد امروز خلافت اسلامی! را نشانه گرفته‌اند. اما این شعار در همین نقطه متوقف نماند. شعاری که بی‌مسولیتی حکومت‌گران را برجسته می‌کرد؛ شعاری‌ست که در هر تجمع صنفی می‌تواند سرداده شود حال هرچند اشاره به‌خامنه‌ای به‌وضوح عبور از مرزهای سرخ خلافت اسلامی! به شمار می‌رود.
کارگران کفن‌پوش در تظاهرات روز ۱۹ آذر همین شعار را به صورت دیگری فریاد زدند. آنها گفتند: «نه حاکم، نه دولت، نیستند حریف کارگر» [کانال یوتیوپ مجاهدین ۱۹ آذر ۹۷]
آنها از اعلام بی‌مسولیتی حکومت‌گران موضوع را به نزاع و مرزبندی میان اقلیت حاکم، و اکثریت تحت ستم ارتقاء دادند. در این لحظه تاریخی، کارگران روح قیام را در شعار و رفتار خود بارز کرده‌اند. آنها کفن بر تن کرده‌اند درست مانند برادران کشاورزشان در اصفهان، یعنی آمده‌اند که تا پایان در میدان بمانند و خطاب به خامنه‌ای و روحانی می‌گویند که حریف کارگران نیستند.
به همان اندازه که جنبش سراسری در نقطه به نقطه کشور اوج می‌گیرد می‌توان تصویر تضعیف تمامیت خلافت اسلامی! را نیز مشاهده کرد. قیام ایران به یکساگی‌اش نزدیک می‌شود اما خامنه‌ای اطمینان ندارد که خلافت اسلامی! ۴۰ سالگی‌اش را ببیند.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

دانشگاه کانون شورش و قیام و بزرگداشت ۱۶ آذر روز دانشجو؛ درگفتگو با مجید شکوهی

دانشگاه کانون شورش و قیام و بزرگداشت ۱۶ آذر روز دانشجو؛ درگفتگو با مجید شکوهی

دانشگاه کانون شورش و قیام و بزرگداشت ۱۶ آذر روز دانشجو؛ درگفتگو با مجید شکوهی۱۶ آذر روز دانشجو؛ اعتراضات دانشجویان اوج تازه‌ای گرفت. دانشجویان در دانشگاههای تهران و سراسر ایران، با برپایی تظاهرات به حمایت از کارگران و اقشار مختلف برخاستند. همچنین دانشجویان در اعتراضات خود مخالفت شان را با سیاست های سرکوبگرانه ای که در دانشگاهها اعمال می‌شود را اعلام کردند. درهمین رابطه آقای مجید شکوهی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی به سئوالاتی حول اهمیت حرکت دانشجویان و چشم انداز جنبش دانشجویی درمقطع کنونی پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.
مجید شکوهی: حداقل تا این لحظه ۸ مورد اجتماع یا حرکت اعتراضی دانشجویان صورت گرفته که به قرار زیر است
  1. تجمع مقابل دانشگاه تهران
  2. تجمع در دانشگاه تبریز که به اعتراض دانشجویان کشیده شد و دانشجویان پزشکیان را به چالش کشیدند
  3. در دانشگاه فنی – حرفه‌ای تبریز نیز دانشجویان در اعتراض به وضعیت مسائل صنفی اعتراض کردند
  4. تجمع در دانشگاه تربیت مدرس که علیه سرکرده‌های دانشگاه شعار دادند و پلاکارد گرفتند
  5. تجمع اعتراضی در دانشکده مهندسی و کامپیوتر سمنان که دانشجویان تریبون آزاد داشتند و از زندانیان سیاسی از جمله زندانیان کارگر و … حمایت کردند
  6. تجمع در دانشگاه صنعتی شریف که قرار بود رئیس و معاونانش بیایند و به سؤالات دانشجویان پاسخ بدهند …
  7. تجمع در دانشگاه علمی کاربردی تهران که یک آخوندی را آوردند و دانشجویان جلسه را در اعتراض ترک کردند
تجمعی هم در دانشکده برق و کامپیوتر نوشیروانی بابل بود که دانشجویان تصاویر شهدای ۱۶ آذر را در دست گرفته بودند
مجید شکوهی: حتماً مطلع هستید که طی دیماه ۹۶ تا کنون (اول آذر ۹۷) حدود ۱۸۰ حرکت اعتراضی در دانشگاههای مختلف کشور انجام گرفته است که به وضعیت و شرایط خاص دانشجویان ازجمله مطالبات صنفی و … اعتراض نموده‌اند. این اعتراضات البته به سیاست‌های خانمان برانداز نظام در دستگاههای آموزش عالی کشور بوده و هست. حتماً میدانید که سیاست پولی سازی آموزش و غارت و چپاول خانواده‌ها و دانشجویان یکی از ضد مردمی‌ترین سیاستهای این نظام در امر آموزش بوده و هست. یا پذیرش بی رویه دانشجو بدون اینکه محاسبات اولیه سلف سرویس و یا کلاس و یا خوابگاه و سایر امکانات فنی و آموزشی آنان تأمین باشد،‌ نظام آخوندی را در زمینه دانشگاهها با بحران جدی مواجه کرده است و آنان نیز طی این ایام اقدام به اعتراضاتی نموده‌اند.
موارد و نکاتی که دانشجویان تا کنون به آن اعتراض نموده‌اند از جمله شامل موارد زیر است.
  1. همبستگی با قیامهای سراسری از جمله تظاهرات اخیر کارگران هفت تپه
  2. اعتراض به بازداشتهای اخیر دانشجویان و اخراج اساتید
  3. اعتراض به دستگیری دانشجویان و احکام سنگین صادره برای آنان توسط قضاییه
  4. اعتراض به نبود آزادی بیان؛ فضای پلیسی و مشکلات صنفی
  5. اعتراض به سرکوب اقشار مظلوم مثل کشتار کولبران و حمایت از خواسته‌های بازاریان و کسبه بانه
  6. اعتراض به کیفیت غذا و اعمال محدودیتهای سلیقه‌ای توسط معاونت مالی
  7. اعتراض به افزاش شهریه و حذف پرداختی بابت کار
  8. اعتراض به روند آموزش بی کیفیت، هزینه‌های سرسام آور ترمهای سنوات
  9. اعتراض به تبعیض موجود و عدم استخدام دانشجویان وکالت
  10. اعتراض به پولی سازی دانشگاهها
  11. اعتراض دانشجویان دانشگاه هنر تهران به رییس دانشگاه و پسرش که تغییری در کارگاههای غیراستاندارد داده نشده است
    مجید شکوهی: جمعاً طی این مدت آنچه که من در آمار دارم حد اقل در دانشگاههای ۳۰ شهر در استانهای مختلف اقدام به اعتراض نموده‌اند که از جمله موارد آن بقرار زیر است:
    تهران- شوش-شوشتر- شیراز- ساری- زنجان- تبریز- ارومیه- شهرکرد- ملایر- سنندج- شاهرود- خرم آباد- کرج- بانه- بناب- یزد- اسلام اباد غرب- اهواز- سبزوار- بابل- بندرعباس- علی آباد کتول- کرمانشاه- قوچان- مشهد- چابهار- زاهدان، اصفهان و ….
    مجید شکوهی: اگرچه طیف گسترده‌ای از خواسته‌های دانشجویان رو مشاهده می‌کنیم ولی آنچه به نظرم بیش از بقیه ، دانشجویان رویش متمرکز و حساس هستند حمایت از قیامهای شهرهای مختلف و همچنین حمایت از سایر اقشاراست از جمله کارگران معترض هفت تپه و یا فولاد اهواز و همچنین اعتصابات معلمین در شهرهای مختلف که یکی از جدی‌ترین اعتراضات دانشجویی بود که در آن دانشجویان شعار می‌دادند
    فرزند کارگرانیم – کنارشان می‌مانیم
    یا. اینکه: از هفت تپه تا تهران- زحمتکشان در زندان
    دانشجوی زندانی. کارگر زندانی آزاد باید گردد.
    دانشگاه پولگردان – تضعیف زحمتکشان
    مجید شکوهی: جهت اطلاع شما رژیم ارگانهای مختلفی را جهت سرکوبی دانشجویان با طرق و شیوه‌های مختلف بکار گرفته و می‌گیرد و بنظرم از ده ارگان سرکوبگر و کنترل در سطح دانشگاه تجاوز می‌کند. اما عریان‌ترین و اصلی‌ترین آن ارگان حراست هست که یک دستگاه موازی وزارت اطلاعات در سطح دانشگاه هست. این ارگانها از تهدیدات مختلف بر علیه دانشجویان شروع می‌کنند و بعضاً هم با قانونی جلوه دادن حضور خفن خودشان در دانشگاه سعی بر به سکوت کشاندن دانشجویان دارند. حتماً شنیدید که اخیراً و در شروع آذر ماه همین ارگانهای سرکوبگر ابتدا وزارت اطلاعات و یا نهادهای سرکوب حراست و … دانشجویان و بطور خاص فعالین دانشجویی را احضار کرده و برای آنان خط و نشان کشیدند که نبایستی پا را فراتر بگذارید. و یا با احضار به دادگاه و یا برجسته کردن حکم های طویل المدت زندان‌هایی که برای دانشجویان دادند سعی در به سکوت کشاندن آنان نمودند. حتی خانواده‌های دانشجویان را نیز وارد کردند که نگذارند فرزندانشان در صحن دانشگاه مانند نوشیروانی و… تحصن کنند و یا بعضاً به شکل احمقانه‌ای در جنوب بطور خاص اهواز و … بدلیل بارش شدید باران و … دانشگاه‌ها را در مقاطع حساس تعطیل کردند و یا بطور مستقیم با ارسال اس.ام اس و یا پیامهای تهدید آمیز سعی کردند که دانشجویان را تحت مهار خودشان قرار بدهند و در آنجاهایی هم که عملاً دانشجوان مقهور این قضایا نشدند. دیدید که مانند پلی تکنیک بر طبق روال سنوات و همچنان دهه شصت!‌ زهرا خانم و عباس فالانژهای خودشان رابه دانشگاه کشاندند و با تهدید و شعارهایی که حاکی از عمق سوزش دستگاه آخوندها نسبت به دانشجویان و پیوندشان با مقاومت و بطور خاص مجاهدین است به ضرب و شتم مستقیم دانشجویان پرداختند. حتماً شنیدید که مزدوران رژیم در دانشگاه پلی تکنیک فریاد میردند:
    منافق فتنه گر- پیوندتان مبارک!!!
    همه اینها سلسله اعمال این جنایتکاران بر علیه دانشگاهیان و دانشجویان عزیزمان بوده که البته راه به جایی نبرده و عزم آنها را برای نبرد و به اثبات دادخواهی‌شان و همچنین همبستگی‌شان با سایر اقشار بیشتر و بیشتر افزوده است.
    مجید شکوهی: آخوند روحانی چند روز قبل از ۱۶ آذر، طی سخنانی در دانشگاه سمنان تلاش کرد سخنانی دانشجو پسند ایراد کند اما این ترفند او هدف آماج اعتراضات دانشجویان قرار گرفت. در آستانه روز دانشجو در سایر دانشگاهها نیز اعتراضاتی علیه روحانی صورت گرفت و دانشجویان روز دانشجو را با شعار و تظاهرات علیه دیکتاتوری حاکم گرامی داشتند.
    روحانی در دوران ریاست خودش یک جو سنگین خفقان و سرکوب در دانشگاهها حاکم کرده، چرا با این همه از حضور در دانشگاه تهران یا یکی از دانشگاههای تهران خودداری کرد و رفت دانشگاه سمنان؟
    این نشان‌دهنده شکست سیاست سرکوب رژیم در دانشگاهها است. اگر روحانی اطمینان داشت که با به‌کارگرفتن همه شیوه‌های ارعاب و کنترل می‌تواند دانشگاه را امن و ساکت کند، حتماً ترجیح می‌داد که نمایش خود را در دانشگاه تهران که به‌عنوان دانشگاه مادر، جایگاه نمادینی دارد، برگزار کند و نان آن را هم در جنگ باندی و هم در عرصه بین‌المللی بخورد. در عمل هم اثبات شد که دانشگاه برای رژیم و برای روحانی امن نیست، این است که طعنه‌های باند خودش را هم به جان خرید که می‌گفتند لابد امسال هم یک مراسم ۱۶ آذر نمایشی با یک سخنرانی نمایشی و در یک سالن کنترل‌شده برگزار می‌شود. حتی بعضی از عناصر باند خودش که این آبروریزی را پیش‌بینی می‌کردند به روحانی پیشنهاد کرده بودند از آنجا که حرفی برای گفتن ندارد بهتر است امسال از رفتن به دانشگاه خودداری کند، اما روحانی که خیز برداشته بود به هر حال مراسم ۱۶ آذر را که ذاتاً یک مناسبت ضد دیکتاتوری و ضد حاکمیت است، مصادره کند، تلاش کرد به این شیوه این تضاد را حل کند که البته دماغش به خاک مالیده شد.
    البته روحانی شیاد در سخنرانی خودش در دانشگاه سمنان گفت: «دانشگاه باید جواب بدهد که برای کشور چه‌کار کرده؟ امروز روز آزمایش همه ماست»؛ منظور روحانی از این طلبکاری چه بود؟ آیا واقعاً انتظار دارد که دانشگاه مثلاً مسأله فقر و تورم و گرانی را حل کند؟ جالبه که این حرف روحانی نشان داد که آن‌قدر آسیب‌پذیر و شکننده است که حتی قادر نیست ژست به‌اصطلاح آزادیخواهانه خود را و دم زدن از نقد و آزادی بیان را در همان مراسم قرق‌شده نمایشی هم تحمل کند.
    از طرف دیگر نشاندهنده اینه که بن‌بست رژیم تا کجا جدیه که توان این قبیل نمایشها را به‌خصوص در دانشگاه ندارد، زیرا کمترین شکاف در اختناق و سرکوب در دانشگاه با سرعتی بیش از هر جای دیگر به از دست رفتن کنترل می‌انجامد و در شرایطی که سراسر کشور به‌خصوص در محیط‌های کارگری ملتهب است، برای رژیم بسیار خطرناک است.
    مجید شکوهی: مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که سرکوب شدید رژیم در دانشگاهها و اختناق بر دانشگاه حاکم کرده بود، شکست خورده است. در این جو سرکوب که در سالهای اخیر بی‌سابقه بوده و در زمان ریاست جمهوری روحانی به اوج خود رسید، هر حرکت اعتراضی در دانشگاه به شدیدترین وجهی سرکوب می‌شد و بسیاری از دانشجویان صرفاً به‌خاطر شرکت در یک تظاهرات به اخراج از دانشگاه و حبس‌های طولانی محکوم می‌شدند.
    اما اکنون و با این تظاهراتی که ۲ روز پیش به‌طور همزمان در چند دانشگاه کشور شاهدش بودیم، می‌توان گفت که این سیاست فاشیستی نتیجه نداده و حتی نتیجه معکوس داده است. این شکست از یک‌سو در پلاکاردی که دانشجویان بلند کرده بودند که «دانشگاه نمرده است» به‌وضوح دیده می‌شد و هم در شعار قیامی دانشجویان دانشگاه پلی‌تکنیک تهران که: «توپ تانک مسلسل، دیگر اثر ندارد!» به‌خوبی منعکس بود.
    و یک بار دیگر یادآوری می‌کرد که این همان دانشگاهی است که در قیام دیماه حضور داشت و با شعار عمیق «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تموم ماجرا!» خوش درخشید و این شعار در تمام کشور فراگیر شد.
    علت این‌که رژیم دانشگاه را که در واقع محل نشو و نمای بهترین استعدادهای کشور و در واقع رقم‌زننده آینده کشور است این‌طور بی‌محابا سرکوب و بسیاری را از ادامه تحصیل محروم می‌کند این است که این رژیم ضدملی و ضدایرانی کمترین ارزش و اهمیتی برای آینده کشور قائل نیست؛ به‌خصوص با حضور میلیونها فارغ‌التحصیل بیکار در کشور، هیچ نگرانی ندارد که تعدادی از دانشجویان از ادامه ‌ تحصیل محروم بمانند.
    خوب است همین‌جا یادآوری شود که مطابق آمارهای ارائه شده از سوی کارشناسان بازار کار، «از هر ۳ جوان تحصیلکرده یک نفر بیکار و از هر ۴ نفر جویای کار ۳ نفر دارای مدرک دانشگاهی هستند».
    مجید شکوهی: بله بنظرم بر اساس آماری که خدمت شما عرض کردم و همچنین عدم کارایی و کارآمدی سیستم‌های آموزشی و عدم پاسخگویی این نظام به خواسته‌ها و مطالبات دانشجویان عملاً این حرکات اعتراضی ادامه خواهد داشت و دانشگاه نقش خودش را بعنوان سنگر ازادی و آزادی خواهی بایستی ایفا کند و خواهد کرد بطور خاص در حمایتش از ایستادگی سایر اقشار … چون سایر اقشار از قشر روشنفکر و متعهد این جامعه انتظار دارند، بطور خاص حتماً دیدید که کارگران هفت تپه و فولاد اهواز و سایر کارگران زحمتکش چقدر به این اتحاد و همبستگی احترام می‌گذارند و زمانهایی که دانشجویان و یا اساتید دانشگاه در جمع آنان بودند و از آنان حمایت می‌کردند آنان قوت قلب بیشتری می‌گرفتند.
    همگامی و همسویی دانشجویان با کارگران و سایر اقشار اتفاقاً نقش عنصر انقلابی پیشتاز را برای مردم ما بیشتر و بیشتر روشن میکند و دانشجویان هم خودشان خوب این موضوع را فهم می‌کنند که تنها راه همین پیوند با اقشار مختلف میهن و بیان دردهای آنان و همسویی با کارگران و کشاورزان و معلمین و سایر اقشار مختلف ایران هست.
    در پایان میخوام بخش‌هایی از پیام دو زندانی سیاسی به مناسبت روز دانشجو را بخوانم. البته شما قبلاً پیام سه زندانی سیاسی دیگر یعنی مجید اسدی، پیام شکیبا و آرش صادقی رو به مناسبت روز دانشجو پخش کرده بودید.
    ارژنگ داوودی که به زندان زاهدان تبعید شده و در شرایط بسیار سختی بسر میبره در قسمتی از پیامش گفته:‌ امروز مطمئن‌تر و مستحکمتر از گذشته بر این باورم که به یاری ایرانیان حقوق‌مدار و در همراهی با زنان و مردان میهن دوست کشور اعم از معلمان آزاده، کارگران پولادپنجه و سایر پیشتازان عرصه‌های تغییر و انقلاب پیروزی بر سیطره شوم جغد و جغدیان در دسترس‌تر از همیشه است و در این راه ناهموار انتظار می‌رود که درخشش جوانان و به‌ویژه دانشجویان سراسر کشور هم‌چون سالهای ۳۲ و ۵۷ پرطنین و تعیین‌کننده باشد.
    مهدی فراحی شاندیز نیز در پیامش گفت:‌ آنچه باعث خوشبختی و مباهات است، همدلی و همراهی دانشجویان با کارگران و معترضات است. آنجایی که دختران و پسران دانشجو در حمایت از کارگران هفت‌تپه و فولاد اهواز برخاسته‌اند و حمایت‌شان را از خواسته‌های کارگران اعلام کردند. این فصل جدیدی از اتحاد و همبستگی ملی برای پی ریزی جامعه‌یی سرشار از آزادی و رهایی است.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو و افشای ماهیت او: گفتگو با دکترخسرو شهریاری

هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو و افشای ماهیت او: گفتگو با دکترخسرو شهریاری سلیبریتی مجیزگو درکنار...