۱۳۹۷ تیر ۲۶, سه‌شنبه

نگاه به شرق سپاه؛ راه نجات یا تسریع فروپاشی نظام


نگاه به شرق سپاه؛ راه نجات یا تسریع فروپاشی نظام
نگاه به شرق سپاه و خامنه‌ای آیا منجر به نجات نظام می‌شود یا فروپاشی آنرا تسریع می‌کند؟ مضمون سفر ولایتی به مسکو چیست؟
سعدالله زارعی از سخنگویان مطبوعاتی سپاه طی مقاله‌ای در فارس به جمعبندی از سفر ولایتی به مسکو پرداخت. [فارس ۲۴ تیر ۹۷] او این سفر را بر خلاف آنچه از زبان سخنگویان هر دو جناح نظام یا رسانه‌های خارجی توصیف شده بود؛ بیشتر دارای جنبه‌های اقتصادی دانست.
طیفی از نظرات درباره سفر ولایتی به مسکو منتشر شده بود که عموما آنرا موضوعی بر سر سوریه و تلاش نظام برای تأثیر گذاری بر ملاقات ترامپ و پوتین در هلسینکی توصیف کرده بودند. حتی عنوان شده بود که سفر همزمان ولایتی و نخست‌وزیر اسرائیل به روسیه به خاطر مذاکرات غیر مستقیم نظام با اسرائیل بر سر سوریه و اتمی بود.
در برابر این رویکرد پاسدار زارعی کوشید تا بر منافع اقتصادی رابطه با روسیه و در نگاهی وسیع تر با کشورهای همسایه و دو قدرت بزرگ قاره‌ای هند و چین دست بگذارد و آنرا به‌مثابه آلترناتیوی برای برون رفت نظام از بحران رابطه با غرب توصیف کند.
زارعی رویکرد جناح روحانی به غرب را شکست خورده توصیف کرد و به نتیجه نرسیدن وعده‌های اقتصادی اروپا برای دوران پس از برجام [به‌عنوان نمونه: دستاورد اقتصادی سفر روحانی به اروپا؛ آنچه می‌یافت نشود]را یک دلیل واقعی برای رویگردانی از غرب دانست.
ناظران بر این باورند که هر چند اعلام شد ولایتی در سفر به مسکو از طرف خامنه‌ای و روحانی مأموریت داشته است اما به واقع او فقط فرستاده خامنه‌ای بوده است. به عبارت دیگر خامنه‌ای و سپاه از نقش حاکمیتی خود در نظام وارد نقش مدیریت دولتی شده‌اند.
در خلافت اسلامی! رسم بر این بوده است که حاکمیت در اختیار ولی فقیه و سپاه قرار داشته است و بر حسب ضرورت‌های نظام در مقاطع مختلف دولت‌های مختلفی تشکیل می‌شده است. همواره میان بخش اجرایی نظام و بخش حاکمیتی آن کشمکش در جریان بوده است تا آنجایی که محمد خاتمی در اواخر دوره ریاست جمهوری‌اش خود را «تدارکاتچی» توصیف کرد و محمود احمدی‌ نژاد که روزی «عزیز کرده»‌ی خامنه‌ای بود، روزها به علامت قهر در محل کارش حاضر نشد.
اکنون دارندگان واقعی هژمونی در نظام خود به جلوی صحنه آمده‌اند؛ خامنه‌ای و سپاه به روشنی می‌دانند که در دوران قیام و هنگامه‌ای که محاصره‌ی منطقه‌ای و جهانی آنها را در هم خواهد فشرد، نمی‌توانند به بازی اصلاح طلب و اصول‌گرا ادامه بدهند، زیرا در دوران فشار هرگونه شکاف در درون نظام به سرعت عمق و گسترش می‌یابد.
با این همه آنها نقشی را برای خود برگزیده‌اند که شکاف را در بخش حاکمیتی نظام تعمیق و گسترش می‌دهد. این بار از درون خیمه‌ی خلیفه شمشیرها علیه یکدیگر کشیده خواهد شد.
به این ترتیب است که نگاه به شرق سپاه و خامنه‌ای پیش و بیش از آنکه برای آنها در عرصه‌ی جهانی و داخلی گشایشی به همراه آورد زمینه نزاع و شکافی در بخش حاکمیتی نظام را تقویت کرده و به فعال شدن گسل‌های درونی آن فرصت می‌دهد.
نگاه به شرق سپاه قبل از آنکه راهی به فلاح باشد و قبل از آنکه مشخص شود دارای اهداف اقتصادی یا سیاسی یا امنیتی‌ست؛ به مثابه آخرین نگاه محتضری‌ست که به پایان خود یقین یافته است.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

خامنه‌ای بازنده ملاقات رهبران روسیه و آمریکا خواهد بود

خامنه‌ای بازنده ملاقات رهبران روسیه و آمریکا خواهد بود
خامنه‌ای بازنده ملاقات رهبران روسیه و آمریکاست؛ زیرا موقعیت نظام او در سوریه در حال تضعیف است و تحریم‌های آمریکا در راه. از جانب دیگر روسیه برای عبور از مشکلاتش به غرب نیاز دارد.
در حالی رهبران روسیه و آمریکا به ملاقات می‌روند که نظام ایران از موقعیتی ضعیف در سوریه برخوردار است. پیشتر به نظر می‌رسید موقعیت این نظام در منطقه رو به عروج است اکنون اما باید بر این واقعیت تأمل کرد که نظام ایران می‌تواند بازنده اصلی ملاقات رهبران دو قدرت جهانی باشد.
در همین رابطه واشینگتن تایمز مقاله‌ای منتشر کرده است که در ذیل می‌خوانیم:
«ایران؛ بازنده احتمالی ملاقات ترامپ و پوتین
در آستانه نشست رئیس جمهورهای آمریکا و روسیه در هلسینکی، شرایط در خاورمیانه به طرز قابل توجهی نسبت به مدت اخیر تغییر کرده است.
ایران که پیشتر در مسیر تبدیل شدن به نیروی مسلط در منطقه قرار داشت، به سرعت به حاشیه رانده شده است. به واقع می‌توان گفت که رژیم در مسیر فروپاشی و تحلیل رفتن بوسیله نیروهایی در درون کشور قرار دارد.
البته کمک ترامپ قاطعانه بود. تحریم‌های پیش رو که توسط آمریکا اعمال می‌شود براساس گفته پومپئو، وزیر خارجه ویرانگر خواهد بود. برای رژیمی که پول‌هایش را در جنگ‌های سوریه و عراق هزینه کرده است اگر درآمدهای نفتی‌اش به صفر برسد، دیگر فرصتی نخواهد داشت.
قاتلان مستقر در تهران این وضعیت را می‌دانند. به همین خاطر ایران علی اکبر ولایتی، مشاور خامنه‌ای -رهبر ارشد ایران- در امور خارجی را این هفته به مسکو فرستاد؛ برای انتقال این پیام تهدید آمیز به پوتین: با ترامپ کنار نیایید وگرنه نیروهای شما در سوریه ممکن است دچار مشکل شوند.
نیروهای ایران و روسیه برای تقویت رژیم اسد در سوریه می‌باشند. همراه با کاهش عمده نیروهای روسیه در سوریه، ایران در برابر فشار فزاینده‌ای که از آن می‌خواهد موقعیت مستحکمش در سوریه، لبنان و عراق را از دست بدهد مقاومت می‌کند.
اما روسیه دیگر نیازی به خدمات ایران ندارد. یک دلیل حمایت پوتین از معامله با ایران در سوریه کمک به حمایت از حکومت اسد بود؛ زیرا رژیم سوریه یک متحد بلند مدت برای شوروی و پس از آن روسیه بود. قابل درک است که آقای پوتین می‌خواهد پایگاه دریایی روسیه در بندر طرطوس و دسترسی‌اش به فرودگاه در نزدیکی لاذقیه را حفظ کند.
اما دلیل اصلی آقای پوتین برای داشتن روابطی خوب با ایران، پول بود؛ چیزی که تهران در آینده بسیار کمتر خواهد داشت. پس رهبر روسیه ممکن است به ملاها بگوید: «این روابط دیگر جواب ندارد».
دیدن اینکه هفته‌های آتی چگونه سپری خواهد شد جالب است.گزارش‌هایی وجود دارد که روسیه تضمین‌های اساسی به آقای ترامپ و بنامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل داده است که مسکو از عقب‌نشینی ایران از جنوب سوریه حمایت می‌کند؛ جایی که ایران از آنجا، منطقه جولان را تهدید می‌کند. این معامله در عوض تخفیف تحریم‌های روسیه و حتی به رسمیت شناختن محتمل انضمام کریمه به روسیه، توسط آمریکاست.بنیامین نتانیاهو در مدت اخیر دستکم ۸ بار به مسکو سفر کرده است هدف او به دست آوردن تضمین‌هایی‌ست که براساس آنها، جنگجویان ایرانی اجازه دست یابی به مرز سوریه و اسرائیل را پیدا نکنند.
رهبران ایران می‌ترسند. آقای ترامپ آنها را محدود کرده است و آنها هم این موضوع را می‌دانند. وزرات خارجه درباره‌ی افزایش تروریسم دولتی ایران هشدار می‌دهد؛ آنچه موجب انزوایی جدید و تضعیف موقعیت ایران می‌شود. یک دیپلمات ایرانی اخیرا دستگیر شد. اتهام او سازماندهی و مسلح کردن یک سلول خفته با هدف بمب گذاری طراحی شده در «گردهمایی ایران آزاد» متعلق به مخالفان تبعیدی در پاریس بود.
آقای پوتین ناگزیر از انتخاب است. اگرچه افزایش بهای نفت موجب کاسته شدن برخی فشارها از اقتصاد روسیه می‌شود با این همه اقتصاد این کشور بسیار ضعیف است. در حال حاضر رشد مورد انتظار حدود ۱ درصد است. تحریم‌های غرب اثر گذارند. پوتین نمی‌تواند بیش از این یک جنگ ناتمام در سوریه را تجهیز کند. این برای روسیه پر هزینه است و روسیه نیروهای مسلح‌اش را از ماموریتی پر هزینه بیرون می‌کشد.
حضور در سوریه تا مدتی برای نشان دادن توانایی‌های جدید روسیه خوب بود اما اکنون دیگر زمان آن سپری شده است.
در نتیجه برای روسیه ضروری‌ست که یک معامله را کنار بگذارد. و آقای پوتین در حال حاضر با آقای ترامپ –بهترین مذاکره کننده در جهان- مذاکره می‌کند.
آخوندهای حاکم بر تهران نباید انتظار داشته باشند که ولادیمیر پوتین منجی آنها باشد.» [واشینگتن تایمز ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۸]
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

آب برازجان بوی خون می‌دهد؛ لب‌های تشنه از کازرون تا برازجان

آب برازجان بوی خون می‌دهد؛ لب‌های تشنه از کازرون تا برازجان
آب برازجان بوی خون می‌دهد زیرا در سرچشمه‌های رودخانه شاپور خون کشاورز کازرونی توسط سپاه بر زمین ریخته شده است. سپاه می‌خواهد سمت اعتراضات علیه حکومت را به نزاع مردم با مردم منحرف کند.
عصر روز ۱۶ تیر ۹۷ صدها تن از مردم برازجان مرکز شهرستان دشتستان در خیابان‌ها دست به تظاهرات و راهپیمایی می‌زنند. آنها در حالی که شعار می‌دادند: «دشمن ما همینجاست الکی می‌گن آمریکاست» به بی‌آبی شهر اعتراض می‌کردند. برازجانی‌ها در کنار شعار «دولت بی‌لیاقت نمی‌خوایم نمی‌خوایم» از یاد نمی‌بردند که سپاه را نیز با شعار «سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن» هدف قرار دهند. [ایران ما ۱۶ تیر ۹۷]
تظاهرات البته در همان روز شنبه پایان نیافت و روز بعد از آن نیاز ادامه پیدا کرد. هرجا بحران بی‌آبی اوج می‌گیرد؛ دیگر کسی جلودار تشنگان نخواهد بود و تظاهرات و اعتراض به‌عنوان حقی مشروع تداوم پیدا می‌کند.
تجربه اعتراضات در خرمشهر نشان داد که معترضین از اعتراضات صنفی آغاز و به سرعت حرکت خود را به قیامی علیه حکومت تبدیل می‌کنند. [خرمشهر یا خونین‌شهر؛ شهری که هنوز در اشغال مانده است] این قیام سپس از یک شهر فراتر رفته و دست‌کم شهرهای نزدیک و مناطقی را که از مصائبی مشترک رنج می‌برند همراه می‌کند. [به‌عنوان نمونه: شعله‌ی خرمشهر تکثیر می‌شود؛ حمایت سایر شهرهای خوزستان]
در پی اعتراضات مردم برازجان به بحران بی‌آبی، مسئولین حکومتی شهر به صحنه می‌آیند و کازرونی‌ها را مقصر بی‌آبی برازجانی‌ها معرفی می‌کنند. اینطور عنوان می‌شود، از آنجایی که کشاورزان و باغداران کازرونی با نصب پمپ‌های غیر قانونی به برداشت غیر مجاز آب از رودخانه شاپور مبادرت کرده‌اند، پس، از حق‌آبه‌ی برازجانی‌ها کاسته شده و آنها باید تاوان گناه کازرونی‌ها را با تشنگی خود بدهند.
محمدباقر سعادت عضو اصلاح طلب مجلس از دشتستان تنها راه نجات برازجانی‌ها، دشتستانی‌ها و بوشهری‌ها را جلوگیری از برداشت غیر قانونی آب از خط انتقال کازرون عنوان می‌کند. او مسئولان استان فارس را تهدید می‌کند، در صورتی که بر اثر اعتراضات اوضاع در شهرستان دشتستان از کنترل خارج شود آنها هستند که باید در شورای امنیت نظام پاسخگو باشند.
عضو کمیسیون کشاورزی مجلس گفت: «علت حل نشدن مشکل آب مردم بوشهر برداشت غیرقانونی توسط موتور پمپ‌هایی است که در اطراف رودخانه شاپور در شهرستان کازرون نصب شده است». وی در ادامه افزود که روز پنجشنبه ۱۴ تیر با وزیر اطلاعات صحبت کرده و وزیر در این رابطه دستوراتی صادر کرده است.
سعادت که روز ۱۶ تیر اظهارات خود را بیان می‌کرد ادامه داد: «امروز قرار بوده بنیاد تعاون ناجا موتور پمپ‌های غیرقانونی را جمع‌آوری کند و در آن مکان‌ها هم نگهبانی دهند، اگر این اتفاق رخ دهد و فرماندار کازرون هم حمایت کند، قطعا مشکلات حل خواهد شد، چراکه وزیر اطلاعات و وزیر نیرو هم به این موضوع ورود کرده‌اند، معاون امنیتی وزیر کشور هم دستوراتی ابلاغ کرده است.» [ساعت ۲۴ ۱۶ تیر ۹۷]
نقشه به پیش می‌رود و کشاورزان کازرونی هدف قرار می‌گیرند. بر اساس اظهارات پاسدار محمد عبادی‌نژاد، فرمانده انتظامی شهرستان کازرون، مأموران نیروی انتظامی برای «جمع‌آوری پمپ‌های غیر مجاز آب» به سراغ یکی از روستاها می‌روند. اما روستایی‌ها که تمام کسب و کارشان یعنی کشاورزی و باغداری در گرو همین پمپ‌ها و آبی که به وسیله‌ی آنها به زمین‌هایشان منتقل می‌شود قرار دارد، تصمیم به مقاومت در برابر پاسداران اعزامی می‌گیرند.
بر اساس گزارش‌ها درگیری سنگینی بین مردم روستایی با دست خالی و نیروهای مسلح سپاه صورت می‌گیرد. بر اثر شلیک پاسداران یکی از روستاییان از ناحیه گردن مورد اثبات قرار گرفته و جان می‌بازد. [ایسنا ۲۱ تیر ۹۷]
حکومت‌گران وقتی با اعتراضات مردمی به بی‌آبی در استان بوشهر مواجه می‌شوند با ریختن خون مردم کازرون بر زمین می‌خواهند این مشکل را حل کنند. آنها به این پرسش پاسخ نمی‌دهند که چگونه کشاورز کازرونی تنها با ابلاغ دستور نهادهای حکومتی از شغل خود یعنی کشاورزی و باغداری صرف نظر کند؟ آنها به این پرسش هم پاسخ نمی‌دهند که مدیریت سیاست‌های آبی کشور در طول ۴۰ سال گذشته در اختیار کدام نهاد بوده است؟
بحران آب آنقدر دامنه یافته است که دیگر تنها محدود به نواحی مرکزی، جنوبی و شرقی کشور نیست و به استان پر باران مازندران نیز رسیده است. [به‌عنوان نمونه: همشهری ۲۹ فروردین ۹۷]
در این میان اما موضوعی جلب توجه می‌کند؛ سپاه برای انحراف اذهان از عملکردش در چهل سال گذشته تلاش می‌کند تا اعتراض به بحران آب را به نزاع بین شهرستان‌ها و مناطق مختلف کشور با یکدیگر تبدیل کند. در موضع‌گیری‌های مقامات حکومتی پس از آغاز اعتراضات در استان بوشهر، کازرونی‌ها به عنوان متهم معرفی شدند. سپاه می‌خواهد اگر تظاهراتی در استان بوشهر برپا شد به جای آنکه سپاه و خامنه‌ای آماج شعارها قرار بگیرند، اهالی سایر شهرستان‌ها و استان‌ها هدف اعتراض قرار بگیرند. به این ترتیب سپاه می‌خواهد مردم را در مقابل یکدیگر قرار دهد و سپس خود به عنوان متولی امنیت وارد شده و هر دو طرف را سرکوب کند. به این ترتیب است که آب برازجان بوی خون می‌دهد؛ آنهم خونی که به دست سپاه در کازرون بر زمین ریخته شده است.
کمبود آب در بوشهر، در دشتستان، در خرمشهر، در آبادان و در هر کجای کشور تنها یک مقصر دارد؛ همان نهادی که با لباسی زیتونی و سلاح آتش به اختیارش قریب به چهل سال‌ست که بر ‌همه‌ی مقدرات کشور مسلط شده است.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

کارگران در مقابل وزارت بهداشت دست به تجمع و اعتراض زدند

کارگران در مقابل وزارت بهداشت دست به تجمع و اعتراض زدند
کارگران در مقابل وزارت بهداشت دست به تجمع و اعتراض زدندروز دو‌شنبه ۲۵ تیر ماه ۹۷ جمعی از نمایندگان کارگران سراسر کشور در روز تامین اجتماعی در اعتراض به دست‌اندازی وزارت بهداشت به منابع سازمان تامین اجتماعی، در مقابل این وزارتخانه در تهران تجمع کردند.
اعتراض این گروه از کارگران، دست‌اندازی به منابع و ذخایر تامین اجتماعی است که یک صندوق بین‌النسلی‌ست.
به اعتقاد کارگران برداشت از ذخایر این صندوق کارگری، آن را با خطر ورشکستگی مواجه کرده است.
گفته می‌شود لابی‌گری نمایندگان مجلس و برخی از وزرا موجب تضییع حقوق کارگران شده است.
بر اساس برخی گزارشها براساس بند و تبصره ۷ قانون بودجه سال جاری حق درمان سازمان تامین اجتماعی به خزانه‌داری کل کشور واریز شده است.
لابی‌گری نمایندگان مجلس و برخی از وزرا در مجلس و صحه گذاشتن شورای نگهبان بر این امر موجب تضییع حقوق کارگران شده است.
طرح تحول سلامت آسیب جدی به تامین اجتماعی وارد آورده است و حق کارگران بازنشستگان و کلیه بیمه‌پردازان را تضییع نموده است.
وزیر بهداشت که با کمبود منابع مواجه است به سوی تامین اجتماعی دست برده است.
صندوق تامین اجتماعی با حقوق کارگران ایجاد شده و این دست درازی وزیر بهداشت تضییع آشکار حقوق کارگران است.
تمامی دولت‌ها در ۴ دهه بعد از انقلاب از ارائه تامین اجتماعی مطابق با اصل ۲۹ به کارگران خودداری کرده‌اند.
اخیرا وزارت بهداشت از سوی مجلس اجازه دست‌اندازی به منابع تامین اجتماعی را پیدا کرده است.
این در حالی است که بیمه‌شدگان تامین اجتماعی بخشی از منابع خود را ماهانه به بیمه پرداخت کرده‌اند به این امید در طول اشتغال و بازنشستگی به دادشان خواهد رسید، چه در بحث درمان و چه در بحث کارافتادگی و حادثه.
وزیر بهداشت تعداد ۷۰ تا ۱۲۰ قلم از داروهایی که محتاج جامعه آسیب‌پذیر کارگری است از لیست بیمه خارج کرده است. این کار معنایی جز دست‌اندازی به حقوق کارگر ندارد.
بیمه سلامت به واسطه بند و به طور مستقیم واریز خزانه دولت می‌شود اما کارگران سرانه درمان ندارند. وزارت بهداشت قصد دارد که از جیب کارگران برداشت کند و با آن جیب پزشکان را پر کند.
دولت روحانی علاوه بر اینکه بدهی ۱۴۰ هزار میلیارد تومانی خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نمی‌کند، برای ادامه طرح تحول نظام سلامت اقدام به ترکیب آن با سازمان تامین اجتماعی کرده است.
نمایندگان مجلس در حال بررسی طرحی هستند که براساس آن جریمه وارد شده بر بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشود و همین بدهی ۱۵۰ میلیارد تومانی را هم می‌خواهند به یک سوم کاهش دهند.
طرح تحول سلامت کمر سازمان تامین اجتماعی را دارد می‌شکند و دولت را نیز به قهقرا می‌برد.
برای اجرای طرح تحول سلامت ابتدا قرار بود تمهیداتی چیده شود ابتدا وعده داده بودند که باید طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع سامان داده شود و باید منابع وزارتخانه را صرف پیشگیری از بیماری و تثبیت درمان می‌کردند به عبارت دیگر وزارت بهداشت بیشتر بیماری ایجاد می‌کند تا درمان.
اکنون موضوع دیگری نیز مطرح شده که موجب هجمه به منابع سازمان تامین اجتماعی می‌شود و آن بحث تعیین ضریب کار است.
حال باید پرسید ارزش‌گذاری خدمات پزشکان را با چه معیاری وزارت بهداشت تعیین می‌کنند؟
چرا مقامات مسئول وزارت بهداشت ضریب ارزش کار خودشان را ۲ تعیین می‌کنند و خدمات تامین اجتماعی را ۱ ؟
با احتساب این مراکز دولتی هزینه‌ها را دو برابر خدمات مراکز درمان تامین اجتماعی دریافت کنند.
امنیت جامعه در گرو تامین اجتماعی است اما مجلس‌ها و دولت‌ها سال‌هاست که به تامین اجتماعی هجمه می‌کنند.
در هجمه‌هایی که به سازمان تامین اجتماعی می‌شود برخی نمایندگان نیز همراهی می‌کنند.
این امر در موضوع بند و تبصره ۷ قانون بودجه ۹۷ مشهود است.
کارگران معترض اعلام کردند مخالف اجرای این بند هستند.
اکنون طرح جدیدی در مجلس است که به دنبال حذف ماده ۴۱ قانون تامین اجتماعی است.
اگر این قانون لغو شود حق بیمه‌ای که سازمان تامین اجتماعی از پیمانکاران می‌گرفت، از بین می‌رود.
این طرح را به بهانه شعارهای خامنه‌ای در حمایت از تولید و کالای ایرانی به مجلس آورده‌اند.
در شرایط کنونی و تحت تاثیر اقدامات وزارت بهداشت یک پرستار دو میلیون تومان حقوق دریافت می‌کند در حالی که یک پزشک در همان مرکز درمانی ۱۵۰ میلیون تومان می‌گیرد. این امر موجب شده که انگیزه پرستاران از بین برود. باید بگویم که نظام سلامت را با چنین اقداماتی بیمار کرده‌اند.
دراین تجمع قطعنامه پایانی گردهمایی سالروز تاسیس سازمان تامین اجتماعی کارگران -۲۵ تیرماه ۹۷- آخرین پیام این تجمع به مسئولان وزارت بهداشت بود که توسط نمایندگان کارگری سراسر کشور قرائت شد.
در این قطعنامه آمده است:
«امروز در حالی گردهم آمده‌ایم که می‌بایست شصت و هشتمین سال تامین اجتماعی را جشن می‌گرفتیم و از مجلس و دولت‌های بعدی از انقلاب در پاسداری از این صندوق قدردانی می‌کردیم اما صد افسوس که در سالروز تاسیس سازمان گرد هم آمده‌ایم تا صدای اعتراض خود را به نحوه عملکرد دولت‌ها و مجالس بعد از انقلاب بلند کنیم و بگوییم دولت‌های عزیز انقلابی و مجلس محترم اسلامی، از زمانی که در سال ۱۳۵۴ صندوق تامین اجتماعی کارگران به سازمان تامین اجتماعی تغییر نام داد کاملا مشخص بود که ماموریتی فراتر از صندوق برای آن در نظر گرفته شده است. حفظ تعادل منابع و مصارف آن با توجه به مواد مختلف این قانون بیانگر این حقیقت است که محاسبات بیمه‌ای باید در ایجاد تعادل و پایداری سازمان جدی گرفته شود. اینکه سازمان مکلف شده حداقل هر سه سال یک بار محاسبات اکچواری را در خصوص منابع مصارف تهیه کنند و ذیل صورت‌های مالی آن را افشا کند، نشان دهنده اهمیت پایداری صندوق برای تضمین اجرای تعهدات آن.
در ماده ۲۸ منابع سازمان کاملا مشخص شده است نوع بیمه اجباری مجموع سهم کارگر و کارفرما و دولت به ترتیب ۷ درصد، ۲۰ درصد و ۳ درصد درنظر گرفته شده است. شکل پرداخت هم نقدی دیده شده است کمااینکه همه اجزای حق بیمه تا سال ۱۳۵۶ به شکل نقدی پرداخت شده است. با پیروزی انقلاب و پس از آن تاکنون سهم پرداخت تعهدات دولت با فراز و نشیب رو به رو بوده است. از طرف دیگر پس از انقلاب بنا به دلایلی گروه‌هایی به این سازمان پیوند خوردند که بخشی از حق بیمه آنها توسط دولت تعهد شد ولی پرداخت نشد. از طرف دیگر افزایش شاخص امید به زندگی و دیگر شاخص‌های تعهدآور زمینه فزاینده‌ای را برای تعهدات سازمان ایجاد کرد که در مجموع باعث شد بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد سازمان به سوی نقطه سربه‌سر حرکت کند. حتی کاهش سطح تعهدات در حوزه مستمری‌ها هم نتوانست جلوی روند رو به رشد این تعهدات را بگیرد.در نتیجه ما امروز شاهد آن هستیم که از یک طرف پرداخت تعهدات بلندمدت و کوتاه مدت وابستگی کامل به وصول حق بیمه پیدا کرده‌ایم و از طرف دیگر ایجاد تعهدات جدید از زاویه مجلس و سایر دستگاه‌های اجرایی دولت مانند طرح تحول سلامت روند عدم تعادل منابع و مصارف را به نقطه مخاطره‌آمیز هدایت می‌کند.
در این شرایط عدم درک واقعی از وضع موجود از ناحیه مجلس و دولت و سیاست‌گذاران حوزه اجتماعی باعث شده است که سازمان برای ایفای تعهدات خود به سمت استفاده از استقراض با نرخ‌های بالای بانکی برود و این خطرناک‌ترین حالتی است که می‌توان برای سازمان تامین اجتماعی تصور کرد. انتقال نزدیک به ۱۴ هزار میلیارد تومان بدهی بلامحل طی سه سال اخیر و افزایش سطح تعهدات مالی ناشی از استقراض به بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان کافی است که هر ناظر بیرونی را به وخامت اوضاع متقاعد کند ولی متاسفانه به نظر می رسد که دولت‌ها و مجالس بعد از انقلاب هم گوش‌ها را گرفته‌اند و چشم‌ها را بسته‌اند. ارائه طرح‌هایی در مجالس مختلف که مجالس سازمان را افزایش داده و منابع آن را کاهش می‌دهد نشان از آن دارد که برخی آگاهانه در مسیر توقف فعالیت این سازمان هستند. لازم نیست که اعلام کنیم اگر مشکلی برای این سازمان پیش آید هیچ دولتی توان توان جبران آن را نخواهد داشت لذا ما جامعه بیمه‌شدگان اعم از شاغل و بازنشسته در هفته تامین اجتماعی بدون رعایت کوچک‌ترین مصلحتی واقعیت‌های موجود را اعلام می‌کنیم و از همه مسوولین اعم از دولت، مجلس و سایرین انتظار داریم به وظایف حمایتی از سازمان همانند آنچه که قبل از انقلاب برای این سازمان شده به شرطی که در بندهای ذیل آمده و عرض خواهد شد، عمل نمایند:
۱  ضمن درک واقعی و منطقی از وضع موجود و حساسیت ایجاد شده در بین بیمه‌شدگان از هر اقدامی که منابع سازمان را کاهش و به هزینه‌های آن می‌افزاید جدا جلوگیری و پرهیز نمایند.
۲  طرح حمایت از کالای ایرانی که در آن یکی از قابل اعتمادترین منابع سازمان یعنی ماده ۴۱ را هدف گرفته به سرعت از فکر خود و دستور کار مجلس چه امروز و چه در آینده خارج کنند، جامعه کارگری به هیچ وجه اجازه نخواهد داد به حقوق ۴۰ میلیون بیمه شده در پیش پای پیمانکاران به قربانی گرفته شود.
۳  طرح تحول سلامت نه تنها کمکی به کاهش پرداخت هزینه‌ها از جیب مردم نکرده است بلکه با افزایش غیرقانونی و غیرمنطقی هزینه‌های سلامت در بخش سرپایی و بستری زمینه اجحاف را برای سازمان‌های بیمه‌گر و مردم رقم زده و برای نمونه تصمیمات نشان می‌دهد جامعه ۴۰ میلیونی تامین اجتماعی فقط در سال ۱۳۹۵، ۴۵ میلیارد تومان از جیب خود برای تامین سلامت هزینه کردند. این طرح باعث شده است که بازار مکاره تجهیزات پزشکی و بیمارستانی توسط مافیای این بخش رونق بگیرد و هزینه آن را مردم پرداخت کنند. لذا مصرانه خواستار تغییر شیوه مدیریت در حوزه طرح تحول سلامت می‌باشیم.
۴   مصوبات شورای عالی بیمه سلامت که با هدایت و مدیریت وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی شکل بگیرد یعنی آسیب‌پذیری و غیرقابل تحمل بودن درمان تامین اجتماعی را هدف گرفته و آرام آرام آن را به تسلیم شدن در برابر خواسته‌های ناعادلانه وزیر بهداشت نزدیک می‌کند. ما جدا تذکر می‌دهیم که این اقدامات زمینه ظهور نارضایتی اجتماعی را فراهم می‌کند و از نظر جامعه کارگری غیرقابل پذیرش می‌باشد.
۵  نگاه وزیر بهداشت به منافع گروهی و مشخصا بخش جامعه پزشکی و سوداگران حوزه سلامت باعث شده که جایگاه این دستگاه اجرایی از حفظ منابع ملی فاصله بگیرد. لذا ما مصرانه خواستار تغییرات جدی در این وزارتخانه و جایگزین‌ کردن افرادی که درک درستی از اقتصاد درمان داشته باشند، بوده و می‌باشیم.
۶   حذف اقلام دارویی در قالب O.T.C یک اقدام ناآگاهانه از ناحیه متولی حوزه سلامت است؛ چراکه اولا قانون الزام درمان چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد ثانیا اگر اقلام دارو دارو تلقی می‌شوند و توسط پزشک تجویز می‌گردد باید در حوزه پوشش بیمه قرار گیرد و قرار نگرفتن آن، آن را ظلم به خود دانسته و شدیدا محکومت می‌نماییم.
۷  ما خواستار اجرای قانون همسان‌سازی حقوق مستمری‌بگیران و تهاتر بدهی سالیانه دولت به سازمان با بدهی سازمان تامین اجتماعی به سازمان امور مالیاتی و وزارت بهداشت و درمان و سایر دستگاه‌های اجرایی می‌باشیم. ضمنا آنچه که در مصوبه دولت محترم در خصوص به روز رسانی دیون دولت بر سازمان است را قبول نداریم و خواستار اجرای کامل بند «هـ» ماده ۷ قانون ساختار نظام جامع می‌باشیم.
۸  مستندات نشان می‌دهد که سازمان تامین اجتماعی تعهدات مازاد بر منابع درمان دارد. از آنجا که سازمان مجاب نیست مازاد منابع قانونی در درمان را هزینه کند و دولت مکلف است که تعهدات مذکور را بپذیرد و آن را پرداخت کند. لذا ما خواستار لحاظ کردن این تعهدات در لیست بدهی دولت می‌باشیم.
۹  روند موجود نشان می‌دهد که ضریب پشتیبانی که یکی از شاهدهای مهم ماندگاری سازمان می‌باشد مخاطره‌آمیز شده است در صورتی که کشور از حالت رکود خارج نشود و اشتغال جدید و به طبع آن بیمه شده جدید به سازمان اضافه نشود هر گونه تلاشی برای نجات سازمان بی‌ثمر خواهد بود و در آینده‌ای نزدیک سازمان با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد. لذا از دولت محترم و مجلس خواهان ارائه راهکار اساسی می‌باشیم.
۱۰  کاهش ارزش پول ملی به معنای فقیرتر شدن جامعه حقوق بگیران و بازنشسته و ایجاد مشکلات جدی برای سازمان تامین اجتماعی از باب ایفای تعهدات در بلندمدت. ما جدا از دولت می‌خواهیم که جلوی این روند گرفته شود و اقدامات جبرانی در خصوص کاهش اثرات تخریبی این پدیده شوم اقتصادی اتخاذ گردد و مشخصا مسبب یا مسببین این اشتباه تاریخی حتما مجازات شوند.
در پایان ما جامعه کارگری و بیمه‌شدگان اعلام می‌کنیم که اعتراض ما به کارگرها و سوءمدیریت‌هاست و انتقاد ما با هدف تحکیم و تداوم انقلاب با محوریت اعتقاد و التزام به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به عنوان ستون پایداری این انقلاب می‌باشد و خواسته‌ای جز اصلاح امور با هدف حمایت حقوق مستضعفان که همانا وارثان انقلاب می‌باشند نداشته و نخواهیم داشت.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
۲۵ تیرماه سال ۹۷ سالروز تاسیس سازمان تامین اجتماعی کارگران
در پایان این مراسم، تجمع‌کنندگان عازم سازمان تامین اجتماعی در خیابان آزادی شدند تا با تشکیل زنجیره انسانی در اطراف این ساختمان؛ حمایت کامل خود از منابع مالی این سازمان را اعلام نمایند.
لازم به ذکر است که حضور نیروی انتظامی در این مراسم کاملا پررنگ بود. نیروهای انتظامی حاضر در صحنه تلاش داشتند تجمع در امنیت و آرامش برگزار شود.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

بحران آب چالش زندگی مردم تشنه – خیزش شهرها وسرانجام آن!گفتگوباحسین میرداماد


بحران آب چالش زندگی مردم تشنه – خیزش شهرها وسرانجام آن!گفتگوباحسین میرداماد
بحران آب چالش زندگی مردم تشنه – خیزش شهرها و سرانجام آن!به کجا ختم میشود. آیا نظام ولی فقیه توان حل چالش بحران آب را دارد؟ هرچند پروسه بحران آب در ماههای اخیر نشان از عدم توانایی حل این بحران است . آقای حسین میرداماد در گفتگویی با شبکه ایران آزادی بحران آب و علت بوجود آمدن آن را مورد بررسی قرار داده و به سئوالات پاسخ میدهد .
پرسش: هر سال شاهد مشکلات و بحرانهای آب هستیم چرا شما آن را به قیام ربط می‌دهید؟
حسین میرداماد: به چند دلیل.
دلیل اول اینکه بعد از قیام دیماه ۹۶ همه مسائل در ایران تابعی از قیام هست. سؤال کننده عزیز به این نکته باید عنایت کنه که قیام دیماه مختصات سیاسی جامعه ایران رو تغییر داد. وقتی در ۱۴۲ شهر کشور شعار مرگ بر خامنه‌ای داده میشه و مراکز این حکومت به آتش کشیده میشه و دو هفته درگیری ادامه پیدا میکنه دیگه نمیشه مسائل اجتماعی رو مثل گذشته حساب کرد.
یک مثال ساده‌تر بزنیم. پارسال زلزله سرپل ذهاب رو داشتیم. بدون استثنا هر مسئله اقتصادی اجتماعی برای حل مشکلات یا حتی درک مشکلات اونجا از درک درست ابعاد خسارتی که زلزله بر سر مردم آورده عبور میکنه. قیام دیماه ۹۶ هم زلزله‌ای بود که تمام جناحهای رژیم رو به طور یکدست اصلاح طلب و اصولگرا رو هدف قرار داد و از نظر تاریخی و سیاسی فاقد مشروعیت اعلام کرد.
دوم اینکه می‌بینیم به سرعت از شعارهای کمبود آب یا برق به شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر دیکتاتور میرسه. امام جمعه نمره موقت اصفهان آخوند مهدوی گفت: «بلافاصله می‌بینید هر نوع اختلافی که باشه هر نوع اغتشاشی را بلافاصله می‌بینی یکسری آشوبگر می‌آیند بین آنها قرار می‌گیرند شعارهای ساختار شکنانه می‌دهند و حق صحیح آن صنف را می‌کشانند به یک سمت دیگری» تلویزیون شبکه اصفهان (رژیم) ۲۲/۴/۹۷
این رو بهش میگن موقعیت انقلابی جامعه. یعنی به شدت جوانان تشنه قیامند با هر فرصتی به سرعت اون رو تبدیل به قیام می‌کنند. بخصوص که کانونهای شورشی هم فعالانه شرکت دارند. بنا بر این بحران آب و برق امسال رو اصلاً با سالهای قبل از نظر سمت و سوی اون و قیامی بودن اون قابل قیاس نیست کما اینکه در تظاهراتهایی هم که مثل اصفهان و خرمشهر و برازجان و اخیراً کازرون شد از موضوع آب شروع شد و به قیام کشیده شد.
پرسش: از سال گذشته مسؤلان آب و برق در مورد این بحران هشدار می‌دادند و بخصوص در مورد مصرف بی رویه، واقعاً اگر مردم کم مصرف کنند این بحران حل نمی‌شود؟
حسین میرداماد: بحران آب در ایران اساساً یک موضوعیه که بر اثر سیاستهای ضد مردمی رژیم آخوندی به وجود اومده و مقدمتا موضوع به مصرف کم یا زیاد مردم ایران بر نمی گرده. این رژیم از ابتدا از اونجایی که ماهیت قرون وسطایی داشت، بنا بر این ضد تاریخی بود و مال این دوران نبود که اساساً برای مسائل اجتماعی طرح و برنامه‌ای منطبق با نیازهای بشر امروز داشته باشه. به همین دلیل خمینی وقتی می‌خواست بر خر مراد یعنی اریکه قدرت سوار بشه یکسری وعده‌های دروغ در بهشت زهرا داد که ما آب رو مجانی می‌کنیم ما برق رو مجانی می‌کنیم ما مسکن رو مجانی می‌کنیم. همینکه رژیم شاه سرنگون شد مردم گفتن خوب حالا نوبت انجام وعده‌هاست و تظاهراتهای بسیاری هم از طرف اقشار ضعیف و کارگران برپا می‌شد که خمینی گفت اقتصاد مال خره و ما انقلاب نکردیم که خربزه ارزان بشه. این اظهارات خمینی رو حتماً بارها شنیده‌اید و در سایتش هم نگاه کنید ثبت هست. شما ببینید در رأس این نظام یک چنین کسانی بوده و هستند.
پس در گام اول شروع بحران از اینجا بوده که نظامی حاکم شده که درک درستی از دنیای امروز نداشته و این اولین خیانت به حق مردم
دوم اینکه همه منابع طبیعی ایران رو بر اساس فقه آخوندی و تحت عنوان انفال ملک طلق ولی فقیه میدونسته به طوری که دخل و تصرف و غارتگری ایادیش رو با دست باز بر روی این منابع انجام داده. اجازه بدین چند نمونه براتون بخوانم:
ببینید این مطلبی است که خبرگزاری حکومتی فارس در تاریخ ۱۲ اسفند ۹۴ یعنی کمتر از یک سال و نیم قبل منتشر کرده و گفته که: «انفال»، اموالی مانند قلل کوه‌ها، جنگل‌ها، معادن، زمین‌های موات و… هستند که به دلیل منصب ولایت و رهبری در اختیار رهبر جامعة اسلامی قرار می‌گیرند تا این اموال را در راه ادارة جامعه به مصرف برساند.
بعد هم اضافه میکنه: قلّة کوه‌ها، کف درّه‌ها و زمین‌های موات، جنگل‌ها و معادن و زمین‌هایی که اهالی آن نابود شده‌اند و ارث بدون وارث، برای امام (ع) است، نه به عناوین مختلفه و ملاکات عدیده؛ بلکه به ملاک واحده که عبارت است از عدم ربّ و صاحب برای آن. بنابراین، خود اشیاء مذکور در انفال‌بودن آن‌ها نقشی ندارد؛ بلکه مصادیقی هستند برای آن ملاک واحد (امام خمینی، ۱۳۷۶، ج ۳،‌ ص ۲۷).
در سایت اسلام کوئست متعلق به حوزه آمده: در سال ۱۳۴۷ با تصویب قانون آب بستر رودخانه‌ها و انهار و مسیلها با اعلام اینکه حدود آن از جانب دولت تعیین خواهد شد در مالکیت دولت قرار گرفت ودر قانون توزیع عادلانه مصوب ۱۳۶۱ نیز در اختیار حکومت اسلامی قرار گرفت. سؤال: ماهیت این اراضی چیست؟ و اینکه اگر این اراضی جزو انفال هستند آیا تملک و اخذ سند مالکیت آن به تاریخ قبل از قانون ۱۳۴۷ شرعی است؟ اصولاً اراضی آباد بالاصاله را کسی می‌تواند تملک کند و سند بگیرد؟
بنا بر این می‌بینید که رژیم اساساً دره‌ها و رودخانه‌ها و جنگلها و دریاها و دریاچه‌ها و همچنین نفت و معادن رو جزو انفال و جزو اموال ولی فقیه میدونه که هر کاری براش خواست بکنه و هر طوری خواست خرج کنه و اصلاً ربطی به ملت ایران نداره.
اگر یادتون باشه ۱۰ سال پیش یکی از باند احمدی نژاد به نام عباس پالیزدار افشا کرد که در دورانی که آخوند محمد یزدی که الان رئیس جامعه مدرسین قم هست و اونموقع رئیس قضائیه بوده و در زمان خمینی هم عضو مجلس خبرگان خمینی بوده و بعد هم رئیس خبرگان شد نامه‌ای برای رئیس سازمان محیط زیست کشور که فروزش بوده می گه که: لاستیک دنا، مال آقای یزدی بود – آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه – در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.
مجدداً آقای یزدی برمی‌دارد می‌نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیرکل حوزه ریاست قوه قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند
. در همین دوره دیدیم که خامنه‌ای چه دست بازی به سپاه داد برای سد زدن روی رودخانه‌های کشور تا مهره‌های سرکوبش جیبشون پر باشه و بتونن بقای این نظام رو تضمین کنن و برای سرکوب مردم انرژی داشته باشن.
بنا بر این بحران آب دومین مشکلش اینه که مردم ایران مالک بر منابع آبی کشور نیستند و ولی فقیه و باندهای مافیایی فاسد و دزدش بر منابع آبی کشور حکومت می‌کنند.
پرسش: اگر نظام به کشورهای دیگر برق نفروشد به نظر می‌رسد این مشکل حل خواهد شد. نظر شما چیست؟
حسین میرداماد: رژیم آخوندی از اونجایی که هیچگاه مسئله‌ای به نام مردم ایران نداشته و همیشه مسئله‌اش بقای خودش بوده، در نتیجه منافع ملی مردم ایران براش مهم نیست مهم براش اینه که برق رو حتی مجانی هم شده به کشورهای مجاور بده تا جا پای تروریستی و جنگ طلبانه اش در کشورهای دیگه حفظ بشه. چرا؟ برای بقای خودش. اینکه نمیتونه بدون خرج کردن از جیب مردم ایران در کشورهای دیگه پایگاه داشته باشه.
باید براشون بیمارستان بسازه مسجد بسازه مدرسه بسازه نیروگاه برق بسازه تا بتونه زیر پوش این کارها مداخله‌اش رو مشروعیت ببخشه تا بتونه بگه اگر ما در سوریه نجنگیم در تهران باید خط ببیندیم تمام پروژه‌های این رژیم از امنیت نظامش چیده شده. فروش برق ایران به کشورهای پاکستان و عراق و ترکیه و ارمنستان و تاجیکستان و افغانستان نه بر اساس مصالح مردم ایران ونه حتی دلسوزی برای مردم اون کشورهاست مسئله اینه که اگر این کار رو نکنه در همون کشورها با اردنگی رژیم آخوندی رو بیرون می‌اندازند.
در عراق ببینید همینکه در خوزستان و خرمشهر قیام شد و رژیم وحشت کرد که اگر بخواد به انتقال آب ایران به عراق ادامه بده در خوزستان قیام قابل کنترل نیست مجبور شد بخشی از آب انتقالی به عراق رو قطع کنه دو روز نگذشت در عراق قیام شده و همه احزاب وابسته به رژیم آخوندی رو مردم عراق در بصره العماره کوت بابل نجف کربلا ذیقار واسط و ناصریه به آتش کشیدند در استانهای شیعه نشین. دلش خوش بوده که با سرکوب مردم ایران میتونه آب ایران رو به عراق بده و اونجا مردم رو راضی نگه داره که احزاب وابسته به رژیم به فعالیتهای تروریستی و غارتگرانه و بنیادگرایانه شون ادامه بدن همینکه مردم ایران بلند شدند میز ولی فقیه چپ شد. بنا بر این با قطع آب و برق در کشورهای دیگه رژیم با بحرانهای بسیار بدتری مواجه میشه.
پرسش: در همه تظاهراتها علیه قطعی و کمبود آب و برق که شده بالاخره گارد نیروی انتظامی و سپاه و بسیج وارد شدند و بحران رو خوابانده‌اند. باز هم چنین وضعیتی متصور است نظر شما چیست؟
حسین میرداماد: تا الان که موفق نشده. هر جا رو با سرکوب خوابانده یک جای دیگه بلند شده. کشاورزان شرق اصفهان رو خواباند. خوزستان بلند شد. خوزستان رو خواباند. برازجان بلند شد. برازجان رو خواباند دوباره الان غرب اصفهان بلند شده. و همه اون تظاهرات‌هایی که الان شاهدش هستیم.
در زمان شاه هم اینطور نبود که همه تظاهراتها منجر به سرنگونی حکومت شاه بشه. به شدت هم گارد شاهنشاهی یا گاردجاویدان و ارتش به مردم وحشیانه حمله می‌کردند و شهید می‌کردند مجروح می‌کردند و دستگیر می‌کردند. منتها روند حرکت جامعه و رژیم سلطنتی به سمت سرنگونی رژیم شاه بود. ممکن بود در تظاهرات ۱۷ شهریور با کشتار صدها نفر موفق بشه چند روزی کنترل داشته باشه اما اون خون‌ها و اون ایستادگیها راه ورود میلیونها نفر رو باز کرد که دیگه توان کنترل نداشت و فروریخت. این رژیم هم همینطوره چرا که ما در دوران قیام هستیم و کانونهای غرور آفرین شورشی در شهرهای میهن هم امر سرنگونی رژیم و سازماندهی قیام توده‌های مردم رو به سرعت در حال انجام هستند.
پرسش: تابستان بالاخره به پایان میرسه و بحران برق فروکش می کنه بنا بر این چرا برای قیام باید روی عناصر ناپایدار سرمایه گذاری کرد؟
حسین میرداماد: ببینید بحران برق در ایران همانطور که گفتم وابسته به سیاستهای ضد مردمی این رژیم هست. بگذارین چند اطلاعات بهتون بدم. روز ۱۹ تیر یعنی ۶ روز پیش وزیر قبلی نیرو در کابینه روحانی یعنی چیت چیان گفت:‌ بدهی وزارت نیرو به شرکت‌های مختلف که غالباً خصوصی هستند نشان می‌دهد. در ابتدای دولت یازدهم مجموع بدهی‌های سررسیدشده بخش برق وزارت نیرو ۲۰ هزار میلیارد تومان بود و در پایان فعالیت چهار ساله این دولت، بدهی از ۳۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفت.
بعد هم گفت: مصرف برق کشور در هر سال به‌طور متوسط بین ۵ تا ۷ درصد در حال افزایش است. هزینه احداث هزار مگاوات نیروگاه جدید و تاسیسات موردنیاز انتقال و توزیع بیش از ۴ هزار میلیارد تومان است. بنابراین در هر سال باید حدود ۱۶ تا ۲۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری جدید در کشور صورت گیرد.
خوب تمام این پولها باور کنید به اندازه یک صدم اختلاسها و دزدیهایی که این رژیم میکنه نیست. در هفته گذشته فرار ابوالفضل میرعلی رئیس مؤسسه ثامن الحجج رو داشتیم که داماد امام جمعه سبزوار بود و خودش هم سرکرده بسیج و سپاه در اون منطقه بود با ۱۲ هزار میلیارد تومان اختلاس در رفت.
همچنین روزیکشنبه ۲۴تیرماه خبر دستگیری پسر آخوند علم الهدی سید ماجد علم الهدی در مشهد رو داشتیم با یک و نیم تن سکه طلا در امارات همراه با یک سردار سپاه. این دزدیها البته بخشی از بقای رژیم آخوندی است که اگر این دزدیها رو بخواد ببنده باید دسته خودش رو ببره و چاقو این کار رو نمیکنه. این کار مردمه این کار کانونهای شورشیه کار شوراهای مقاومته که با سرعت بخشیدن و گسترش فعالیتهاشون شر این نظام پلید و دیکتاتوری غارتگر رو از سر مردم ایران با همراهی و قیام مردم ایران کوتاه کنند. اون روز البته بسیار نزدیکه. پیروز باشید.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

وبلاگ ایران آزادی ،پاسدار جلالی و نقش مجاهدین در سازماندهی اجتماعی قیام

پاسدار جلالی و نقش مجاهدین در سازماندهی اجتماعی قیام
پاسدار جلالی، رئیس سازمان پدافند غیر عامل نظام در نشست مدیران کمیته پدافند غیرعامل دستگاه‌های اجرایی نظام اذعان کرد که مجاهدین در سازماندهی اجتماعی قیام نقش محوری دارند و در همین رابطه شبکه ‌گسترده‌ای از کاربران را در حوزه‌ی سایبری سازماندهی کرده‌اند.
یک انقلاب می‌تواند پیروز شود به شرط آنکه عنصر اجتماعی وارد صحنه شود. آن انقلاب می‌تواند آینده‌ی آزاد و آباد کشور را تضمین کند به شرط آنکه عنصر اجتماعی در صحنه باقی بماند.
شاید بیشترین دلیلی که موجب نگرانی نظام از جانب مجاهدین شده است، قابلیت آنها در سازماندهی اجتماعی‌ست. پس از آغاز قیام دی‌ماه هرکس در هر موضعی در نظام شروع به سخن گفتن درباره قیام کرد انگشت اشاره‌ی خود را به سمت مجاهدین گرفت. [روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران]
در تمامی جمعبندی‌ها و تحلیل‌هایی که توسط جامعه اطلاعاتی نظام صورت گرفته و بیرونی شده است بر نقش محوری مجاهدین در فراخوان، سازماندهی و هدایت قیام‌ها از دی ۹۶ به بعد تأکید شده است. [جمعبندی درونی اطلاعات سپاه از نقش مجاهدین در شش ماه‌ی نخست قیام ایران]
در یکی از نمونه‌های اخیر پاسدار جلالی، رئیس سازمان پدافند غیر عامل نظام گفت: «مسئله قابل توجه این است که تمام ضدانقلاب بر بستر و پایه» مجاهدین «طراحی شده تا بتواند اقدامات برانداختن حکومت از جنس مردم محوری و با استفاده از ظرفیت‌های امنیتی و ضد امنیتی را پیگیری کنند».
آنچنان که پاسدار جلالی شهادت می‌دهد اهمیت نقش محوری مجاهدین در قیام بیشتر از آن جهت است که می‌تواند عنصر اجتماعی را به صحنه آورده و سازماندهی کند.
هرچند قیام‌هایی که از دی‌ ۹۶ آغاز شد، مشابه تظاهرات در دوران پایانی شاه به ابعاد میلیونی نرسید اما این قیام‌ها وضعیت بلوغ یافته خود را در تداوم، پراکندگی کشوری، و ارتقای مقابله با نیروهای سرکوب نشان می‌دهد. این جنس از ایستادگی نیروی سرکوب و به طور مشخص سپاه را وارد یک روند فرسایشی بازگشت ناپذیر می‌کند و از سوی دیگر رادیکالیسم را در عمیق‌ترین لایه‌های اجتماعی پرورانده و خود را در اشکال جدید بارز می‌کند. در همین رابطه پاسدار جلالی تأیید می‌کند «رد پای» مجاهدین «در حوادث خرمشهر» «دیده می‌شود».
تظاهرات در خرمشهر با حضور مردم تشنه آغاز شد. آنها سپس در برابر محل نماز جمعه تجمع کردند و شروع به سردادن شعار کردند. شعارها در خرمشهر به لحاظ شکل و محتوا مشابه همان شعارهایی بود که در سایر شهرهای دیگر داده می‌شد. مردم خرمشهر از جمله شعار می‌دادند: «به‌نام دین، دزدان ما را غارت کردند» [خرمشهر تشنه: «به‌نام دین، دزدان ما را غارت کردند»]
از جانب دیگر رئیس سازمان پدافند غیر عامل نظام اذعان می‌کند که مجاهدین موفق به ایجاد یک شبکه وسیع در حوزه سایبری شده‌اند. او هرچند با گفتن اینکه بیشتر این افراد در خارج از کشور و از جمله در عربستان هستند اما در نهایت می‌پذیرد که بخشی از این شبکه در داخل کشور قرار دارد.
شاید پاسدار جلالی تصور می‌کند که با پیش کشیدن استقرار بخش اصلی این شبکه در خارج یا عربستان می‌تواند به اعتبار آن لطمه بزند اما او پیشتر خود به این ادعا پاسخ داده است و مجاهدین را نیروی سازمانده در داخل کشور معرفی کرده است.
جلالی در این رابطه می‌گوید: «ما در حوزه سایبری با پدیده‌ای ویژه روبرو هستیم و آن فارسی زبانان ضد‌انقلاب هستند؛ افرادی که در فضای سایبری حضور دارند و فارسی می‌نویسند اما بخش اعظم آنها در داخل کشور نیستند. طبق اطلاعات تیم‌های اطلاعاتی ما، حدود ۶۰ درصد از اینها در عربستان سعودی حضور دارند که احتمالا منافقین هستند.»
«بخشی دیگر از این فارسی زبانان ضدانقلاب‌ها هستند و عده دیگر هم داخل کشور آنها را دنبال می کنند و اینکه می‌بینیم در فضای سایبری بریک موضوع پرداخته می‌شود، نشان می‌دهد که این تیم‌های ضد انقلاب در خارج و آن عده معدود در داخل در کارشان خوب عمل کردند.»
بر بستر این نیروی اجتماعی و ایرانی‌ست که سایر عوامل، نظام را بیش از پیش شکننده می‌کنند. از جمله اقتصاد و ارتباطات بین‌المللی مجاهدین.
جلالی در مورد ارتباطات بین‌المللی مجاهدین به «رفت و آمد» «زیاد» «مشاورین ترامپ به آلبانی محل حضور» مجاهدین و شرکت «آمریکایی‌ها در اجلاس‌های» مجاهدین «در پاریس و دیگر جاها» اشاره می‌کند. پیشتر او تصریح کرده بود که «در استراتژی جدید دشمن، اقتصاد بستر و مردم محور تهدیدات انتخاب شده و ابزار آن شبکه‌های اجتماعی است‌» [تسنیم ۲۳ تیر ۹۷]
در این میان او امتیاز سازماندهی مردم و تسلط بر شبکه‌های اجتماعی را به مجاهدین داده بود. البته اگر کمی دقیقتر می‌شد به این نتیجه می‌رسید که تحریم‌های اقتصادی سپاه نیز نتیجه افشاگری‌های مجاهدین در عرصه اتمی، موشکی و دخالت‌های سپاه در منطقه است.
با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

تصادفات و کشته شدن مردم در جاده های مرگ


تصادفات و کشته شدن مردم در جاده های مرگ
تصادفات و کشته شدن مردم در جاده‌های مرگ بیش از آنکه حادثه باشد نتیجه سیاست‌های‌ست که نظام ولایت فقیه بر ایران اعمال می‌کند.
فریبرز شادان
امروزه به مدد علم و تکنولوژی و تعیین استانداردها در تمام زمینه‌ها، اقدامات مهم و اساسی صورت گرفته است که هرچه بیشتر زندگی انسان‌ها در معرض خطر کمتری قرار بگیرد و برای ارتقاء این خدمات رسانی سازمان بین المللی استانداردها (ISO) بطور مستمر با کشورهای عضو همکاری می‌کند تا خدمات رسانی را هرچه کیفی‌تر در کشورها فراهم نماید.
در این رابطه استاندارد ISO39001 به منظور مدیریت ایمنی در حمل و نقل جاده‌ای، برای اولین بار در سال ۲۰۰۸ بررسی و در سال ۲۰۱۲ تحت مسئولیت کمیته فنی سازمان جهانی استاندارد (ISO/TC241) با هدف کاهش تلفات و مصدومیت‌های ناشی از تصادفات جاده‌ای پایه گذاری شد. این استاندارد یا «نظام مدیریت ایمنی حمل و نقل جاده‌ای»، شباهت زیادی با استاندارد ISO9000 دارد اما برای مدیریت ایمنی حمل و نقل جاده‌ای طراحی شده است و هم اکنون بسیاری از کشورها با الگو قرار دادن این استانداردها مرگ و میر را کاهش داده‌اند و این استانداردها تا سال ۲۰۱۸ همچنان اعتبار دارد.
این استاندارد می‌تواند در دسترس تمام سازمان‌های دولتی و خصوصی که با نظام تردد جاده‌ای در تعامل باشند قرار گیرد و برای بهره‌مندی از آن کافی است نکات زیر را اجرا کنند:
– پایه گذاری، اجرا، توجه و بهبود نظام مدیریت ایمنی ترافیک جاده‌ای
– اطمینان از انطباق حمل و نقل جاده‌ای خود با نظام مدیریت ایمنی ترافیک جاده‌ای
– آشکارسازی انطباق با این استاندارد جهانی (RTS) (Road traffic safety (RTS) management systems) [سایت معرفی استاندارد]
اما آنچه که قابل بررسی‌ست: آیا نظام مدیریت ایمنی ترافیک جاده‌ای در ایران تحت حاکمیت آخوندهای حوزه علمیه منطبق با استانداردهای فوق می‌باشد یا خیر؟ اگرهست پس چرا این همه مرگ و میر ناشی از تصادفات در جاده های ایران وجود دارد؟
اگر منطبق با استانداردها نیست چرا؟ مشکل در کجاست که این همه آمار تصادفات زیاد و مرگ و میر ناشی از آن بی سابقه هست؟ دراین رابطه به بررسی خبرهای مربوط به تصادفات و اظهارات سردمداران حکومتی می‌پردازیم که خود بیانگر واقعیتی است که در ایران تحت حاکمیت متخصصین ولایی نظام مردم ما با آن روبرو هستند.
اخبار بخش کوچکی از تصادفات و کشته شدن مردم درجاده های مرگ در ماه تیر
تصادف خونین در محور زابل به زاهدان/ ۲ کشته و ۷ نفر مجروح شدند «جمعه ۱۵ تیر ۹۷» [سایت اوشیدا]
برخورد تریلی با چهار خودرو/ ۵ نفر کشته و زخمی شدند «۲۱ تیر ۱۳۹۷»
برخورد کامیون و اتوبوس در جاده سبزوار -شاهرود یک کشته برجای گذاشت «۲۴ تیر ۱۳۹۷»
سوانح جاده‌ای در محورهای استان مرکزی ۴ کشته برجای گذاشت «۲۳ تیر ۱۳۹۷»
تصادف در جاده‌های زنجان ۲ کشته و ۸ مصدوم برجای گذاشت «۲۳ تیر ۱۳۹۷»
تشریح جزئیات دو حادثه منجر به فوت در هفته گذشته «۲۳ تیر ۱۳۹۷»
تصادف موتور سیکلت و سواری پژو در آق قلا سه کشته برجای گذاشت «۲۱ تیر ۱۳۹۷»
۳ فوتی در ۳ سانحه رانندگی خوزستان «۲۲ تیر ۱۳۹۷» [خبرگزاری مهر – سانحه تصادف]
و دردناکترین تصادف جاده‌ای «چهارشنبه ۲۰ تیر ماه یک دستگاه نفتکش ایرانی که حامل نفت کرکوک به مقصد اهواز بود در بلوار دکتر حسینی سنندج با یک دستگاه اتوبوس مسافربری» «برخورد کرده و باعث بوجود آمدن انفجار و آتش سوزی شد. در این حادثه ۱۱ تن از هموطنانمان در دم جان باختند و ۷ نفر دیگر نیز زخمی شدند. » [مهر ۲۳ تیر ۹۷]
علت این تصادفات و کشته شدن مردم در جاده ها چیست؟ آیا نظام مقدس! خلیفه مقصر هست یا مردم مظلوم ایران؟
بدون هیچ ابهام اصلی‌ترین مقصر، سیستم‌های فاسد و تبهکار حکومتی هستند که هیچ وقت به فکر جان انسان‌ها و مردم محروممان نبوده‌اند و تنها به فکر چپاول و پرکردن جیب خود و آقا زاده‌هایشان هستند و گویی وظیفه‌ای جز این ندارند که فقط خبر مرگ و کشته شدن هموطنانمان را به اطلاع عموم برسانند و یا اینکه با وقاحت از مردم طلب کاری کنند که چرا در جاده ها کشته می‌شوید در این رابطه فرمانده پلیس ‌راه کشور تعداد تصادفات موتورسواران در استان‌گیلان را فراتر از میانگین کشوری بیان کرد و گفت:
تقویت زیرساخت‌های موجود و نصب علائم جاده‌ای متناسب با هر منطقه می‌تواند کاهش تلفات جاده‌ای را به دنبال داشته باشد. [ایلنا ۲۱ تیر ۹۷]
اگر توجه کرده باشید هیچ وقت مسئولیت را برعهده نمی‌گیرند فقط اظهار فضل!!! نموده و با روش مجهول صحبت کردن و لفاظی های نوع آخوند مسلکی وارد صحنه می‌شوند والا باید جواب می‌داد که چرا اقدامات لازم برای کاهش تصادفات و مرگ و میر جاده‌ها را انجام نمی‌دهند که البته رندان!!! ولایت مدار، هرگز دهان باز نخواهند کرد. چرا که باید به مردم بگویند که هزینه‌ای برای این اقدامات ندارند شاید هم هزینه تقویت زیرساخت‌ها، جای دیگر و برای مصارف هدف دار دیگر در کشورهای دیگر هزینه می‌شود. در همین رابطه حمیدی فرمانده پلیس راه کارگزار بی مصرف نظام، می‌گوید در سال ۸۴ تعداد تلفات جانی ناشی از تصادفات در حدود ۲۸ هزار نفر بوده که این آمار در چند سال اخیر به میانگین ۱۶ هزار نفر رسیده است.
که البته این تخصص کارگزاران دست پرورده خلیفه هست که همیشه سعی می‌کنند که برای جلوگیری از برانگیختگی اجتماعی ارقام را کم جلوه دهند ولی با همین رقم هم باید گفت زهی بی شرمی! آنچنان ساده و راحت می‌گوید که تلفات به ۱۶ هزار رسیده که گویی جان مردم هیچ اهمیتی ندارد و از طرفی هم برای لاپوشانی با لودگی خاص آخوندی مدعی مردم می‌شوند که خستگی و خواب آلودگی و تعداد بالای سفرها به دلیل وجود نشاط اجتماعی! در بین مردم از دلایل عمده تصادفات می‌باشد انگار که درنظام خلیفه ارتجاع مردم از فرط نشاط اقدام به تصادف برای کشته شدن می‌کنند و بعد با تاکتیک یکی به میخ و یکی به نعل ولایت برای اینکه زیاد هم موجب خشم مردم داغدار نشود درادامه می‌گوید:
افزایش حجم سفرها نیازمند توسعه خدمات و زیرساخت‌ها است. [ایلنا ۲۱ تیر ۹۷]
معلوم نیست که چه کسی باید این نیازمندی‌ها را رفع کند. از حرف‌های این کارگزار بی مصرف که بگذریم افاضات این مهره با گفته‌های به اصطلاح استاندار گیلان به کلی متفاوت است و معلوم نیست که چگونه این تناقض آشکار را می‌خواهند بپوشانند در این رابطه استاندار گیلان درجلسه ای که همان مزدور فرمانده پلیس راه کشور حمیدی که سعی می‌کند علت تصادفات را به گردن خود مردم بیندازد مشکل را به گونه‌ای دیگر بیان می‌کند وی می‌گوید:
استان گیلان در ایام سال بویژه فصل بهار و تابستان میزبان حجم کثیری از هموطنان است، و استانداردهای جاده‌ای در استان گیلان متناسب با جمعیت استان و مسافران نیست. ایمنی راه‌ها و وجود زیرساخت‌های مناسب برای میزبانی بهتر از گردشگران بسیار ضروری است. [ایسنا ۲۱ تیر ۹۷]
جدای از حرافی‌های این مهره‌های بی کفایت و با اذعان خود این کارگزاران معلوم شد که علت اصلی مرگ و میر جاده‌ها ناشی از عدم استانداردهای جاده‌ای می‌باشد. همان استانداردهایی که کمیته فنی سازمان جهانی استاندارد (ISO/TC241)برای کاهش تصادفات ارائه داده و دریغ از اینکه در این حکومت کسی خودش را طرف حساب قرار بدهد و این هم به دلیل اینکه هیچ ارزشی برای حیات و زندگی مردم قائل نیستند. چون برای استاندارد کردن ایمنی جاده‌ها نیاز به هزینه کردن می‌باشد اما متاسفانه این هزینه‌ها جای دیگری هزینه می‌شود ازجمله :
دادن وام ۲۵ میلیون یورویی در سال ۲۰۰۹ میلادی به اریتره برای اینکه بتواند یک پایگاه نظامی در اریتره دایر کند و به واسطه آن موفق به حمایت از حوثی‌ها شود.
ساخت درمانگاه‌ها و مدارس در غنا و دانشگاه اسلامی از برجسته‌ترین تاسیسات ایرانی در غنا است.
ارسال ۱۳ کانتینر حامل سلاح از بندر عباس به نیجریه در سال ۲۰۱۰ میلادی (۱۳۸۹ شمسی)، که توسط مقامات این کشور توقیف شدند. [سایت نفوذ ایران درقاره آفریقا]
تأسیس و افتتاح بیمارستان ۵۰ تخت خوابی توسط «جمهوری اسلامی ایران» در اوگاندا [تسنیم ۲ آبان ۹۶]
بخشش پنجاه میلیون دلار به شبه‌نظامیان حرکت مقاومت اسلامی که هم اینک کنترل نوار غزه را در اختیار دارند.
کمک هفتاد میلیون دلاری به حماس که توسط خالد مشعل اعلام شد.
کمک دویست و پنجاه میلیون دلاری به اسماعیل هنیه پس از بازگشت از تهران به غزه که اسماعیل هنیه سفر خود به ایران را «تاریخی و بسیار موفقیت‌آمیز» توصیف کرد. چون پول‌های مردم به دهان ایشان مزه انداخته بوده از این واژها استفاده کرده است.
تأمین مالی ساخت دو نیروگاه در اکوادور و همچنین ۴۰ میلیون دلار وام به «شرکت مالی ملی اکوادور.
کمک ۲ میلیون دلاری به کشور هفتصد هزار نفری کمور.
و خیلی از بخشیدن‌های دیگر از کیسه مردم برای مقاصد بنیادگرایی و تروریسم که درسایت های اجتماعی و سایت های خود رژیم بصورت مشروح درج شده است. [ویکی پدیا؛ کمک‌های مالی و وام‌های خارجی دولت محمود احمدی‌نژاد]
حال با این اوضاع با وجود این همه دزد و تبهکار چه انتظاری هست که برای ایمنی جاده‌ها و انطباق با استاندارهای ایمنی آن قدمی بردارند و جواب این سؤال از قبل روشن است. حکومتی که نزدیک به چهل سال خودش را به مردم تحمیل کرده طبیعی است که هیچگاه برای مردم خیری نخواهد داشت و این حکومت که از بالا تا پایین آن دزد و چپاولگر هستند هیچ مشروعینی ندارد و لازمه نجات از این وضعیت گسترش کانون‌های شورشی و گسترش قیام در شهرهای میهن اسیرمان می‌باشد که هر روز جوانان دلیر در این راه پرافتخار گام بر می‌دارند و صدای گام‌هایشان ترس و وحشت را برتمام ارکان نظام انداخته است. سرنگونی در دسترس است، دست یافتنی است و بر جوانان دلیر ایران زمین هست که با بکارگیری اراده‌های پولادینشان زنجیرهای اسارت را از دست و پای خلق محبوبمان بگشایند.

با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

۱۳۹۷ تیر ۲۳, شنبه

آلترناتیو، یک ادعا یا واقعیت! چه شاخص هایی دارد وتفاوت درچیست؟ گفتگو با شاهین قبادی

آلترناتیو، یک ادعا یا واقعیت! چه شاخص هایی دارد وتفاوت درچیست؟ گفتگو با شاهین قبادی
آلترناتیو، یک ادعا یا واقعیت! چه شاخص هایی دارد وتفاوت درچیست؟ درشرایط کنونی صورت مسئله این است که چه کسی با چه برنامه‌ای میخواهد جاگزین شود که این روزها بحث نیروی جایگزین و آلترناتیو.زیاد مطرح میشود . طبعاً فرصت طلبها و میوه چینها هم تلاش میکنن که آلترناتیو سازی کنند.برای پاسخ به این موضوع آقای شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی موضوع «آلترناتیو یک ادعا یا یک واقعیت» را مورد بررسی قرارداده وبه سئوالات حوال آن پاسخ میدهد
پرسش: الان موضوع نیروی جایگزین یا همون آلترناتیو به موضوع روز تبدیل شده و صنعت آلترناتیوسازی هم خیلی رونق گرفته بنظر شما موضوع چیه؟ قلب موضوع چی هستش؟
شاهین قبادی: علائم سرنگونی این رژیم دیگه از یک موضوع نظری و یک موضوع بحث خارج شده کاملاً بالینی شده به دلایل کاملاً مبرهن و مشخصی که دیگه در صحن خیابون هم میشه دید، که این رژیم درحال سرنگون شدن هست از جمله وقتی مردم شعار میدن اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمام ماجرا ، این نشان از بلوغ فهم سیاسی جامعه داره که بر کلیت این رژیم خط بطلان کشیده و آینده رو در نظام دیگری جستجو میکنه .
استمرار قیام‌ها تقریباً بطور بلاانقطاع ادامه داشته در ۶ ماه گذشته خودش یک بینه و یک ادله خیلی واضح دیگر هست که این رژیم در معرض سرنگونی هست و با یک وضعیت انفجاری اجتماعی روبری هست.
تضادهایی نیست که هر روز به صحن خیابونها کشیده نشه، در بن بست بودن آخوندها یک موضوع نظری نیست هیچ پاسخی برای هیچ کدوم از اولیه‌ترین نیازهای مردم ندارن یعنی از یک طرف کاملاً مشخصه که جامعه دیگه آخوندها رو پس زده آخوندها هم نمی تونن وضعیت رو کنترل بکنن .
حالا شما به این تغییر وضعیت بین المللی و این شکست خوردن استمالت و اون پشتوانه‌ای که به لحاظ بین المللی سال‌ها بعنوان امداد غیبی به این رژیم کمک می‌کرد هم اضافه کنین .
همینطور پیوند خوردن مقاومت ایران با محرومان، زحمت کشان همون هایی که رژیم با خفقان سالها سعی کرده بود مانع از بروز و طرح بشه.
من برایند این پنج عنصر و طبعاً عناصر دیگری هم میشه بهش اضافه کرد و کنار هم بگذاریم، هیچ فلشی جز فلش سرنگونی در مقابل تون قرار نمی‌ده.
خب اینجا یک سؤال مطرح میشه هر ذهن منطقی هر ذهن کنکاشگری به این سؤال میرسه که اگر آخوندها بروند کی جاش میاد؟ علی الخصوص توجه کنین که ما در مورد کشوری به نام ایران داریم صحبت می‌کنیم که یک تجربه مشخصی هم در این رابطه در سال ۵۷ بعد از قیام سلطنتی و سرنگونی رژیم شاه داشته که این موضوع رو بیش از پیش جدی عاجل و مبرم میکنه. با چنین داده‌ای خیلی واضحه که این موضوع داغ بشه و طبعاً عده‌ای هم تلاشی بکنن که شاید بتونن از این نمد برای خودشون کلاهی بدوزن و بنوعی برای خودشون منفعتی دست و پا کنن و صورت مسئله اینه که آخوندها که دارن میرن چه کسی آمادگی و ظرفیت این رو داره که جایگزین اونها بشه و آینده ایران رو چه کسی رقم میزنه؟ طبعاً منافع بسیاری این وسط مطرح هست و همین شده موضوع یک ، نه فقط بحث بلکه یک موضوع بسیار بسیار جدی سیاسی در صحن خیابونهای ایران و همینطور در سطح بین المللی.
پرسش: آلترناتیو باید دارای چه محتوا و چه ویژگی‌هایی باشه و کلاً این یک بحث عام هست و شامل همه میشه یا بطور مشخص یک بحث مربوط به ایران هست؟
شاهین قبادی: بحثهای نظری مختلفی میشه کرد اما اینجا ما ننشستیم که بحث صرف نظری بکنیم بلکه یک صورت مسئله واقعی در مورد یک وضعیت کاملاً واقعی یعنی وضعیت جامعه بحران زده ایران که اون رو باید مد نظر قرار داد و با اون همه چیز رو سنجید و این شاخص و این میزان رو اصل گرفت. با چنین سابقه و پیشینه من فکر کنم یکسری شاخصها برای هر کس که هر جریانی هر گروهی که مدعی هست آلترناتیو بودن هست وجود داره، اینا هم مسائل تاکید می‌کنم ذهنی نیست این‌ها واقعیت‌هایی هستن که در پروسه ۴۰ ساله، نزدیک به ۴۰ سالی که این حکومت سر کاره خودشون رو به جامعه تحمیل کردن از جمله هر جریان یا گروهی که میخواد مدعی بشه که آلترناتیو و بدیل این حکومت هست اولین سوالی که باید بهش جواب بده اینکه :
۱٫ رهبرش کی هست؟ و این رهبر از چه سابقه و چه پشتوانه‌ای برخورداره؟ از کجا اومده و کجا میخواد بره؟
۲٫ چه پلاتفرم و برنامه سیاسی اعلام شده از قبلی داره
۳٫ بر کدوم پایه اجتماعی و حمایت اجتماعی میخواد هم این حکومت رو سرنگون بکنه و هم میخواد حکومت آینده رو ولو در دوران انتقال حاکمیت اداره بکنه؟
۴٫ بر اساس کدوم تشکیلات و ساختار و دستگاهی که داره میخواد سرنگونی رو محقق بکنه و همنطور که گفتم باز مانع هرج و مرج و آشوب بشه و تضمین بکنه که انتقال قدرت به مردم درست انجام میشه.
۵٫ باید نشون بده که آیا فراگیر هست یا نه ایران جامعه‌ای بسیار بسیار متنوع هست فرهنگهای بسیار بسیار متنوعی در مملکت کهن سال ما وجود داره، گرایش‌های مختلف سیاسی وجود داره همینطور ما اقلیتهای مذهبی گوناگونی در ایران داریم لذا باید نشون بده که آنچه ارائه میکنه نیازها و خواستهای مبرم و ضروری همه اینها رو پاسخ میده؟ یا خیر؟
۶٫ در سطح بین المللی باید نشون بده که آیا از شناخته شدگی برخردار هست یا خیر.
از طرف دیگه از اونجا که مبارزه علی الخصوص در رابطه با رژیم ضدبشری و سرکوبگری همچون رژیم آخوندی یک موضوع بسیار بسیار جدی و واقعی هست باید نشون بده که در مقابل این رژیم چه کرده چگونه ایستادگی کرده و همینطور چطور و با چه مکانیزمی توانایی افشای توطئه‌های رژیم رو داشته و داره در ادامه این مسیر تا سرنگونی رژیم.
۷. باید نشون بده که از چه منابع مالی برخوردار هست و آیا از استقلال برخوردار هست یا خیر؟ و بر پایه کدوم منابع مادی این جنبش و این آلترناتیو پیش رفته و همونجور که گفتم میخواد سرنگونی رو محقق بکنه؟
طبعاً به اینها میشه موارد دیگر رو اضافه کرد اما اینها رئوس و مهم‌ترین شاخص‌هایی هستن که هرگروهی یا هر جریانی که بخواد مشخصاً دررابطه با ایران بطور خاص با توجه به پیشینه‌ای که الان صحبت کردیم هرگونه ادعا و صحبتی از آلترناتیو بودن رو بکنه رو پاسخ بده. یعنی پاسخهای مشخص به نیازهای مشخصی که دقیقاً ناشی از جدی بودن امر سرنگونی و همینطور انتقال حاکمیت ایران و تضمین دمکراسی و جمهوری در آینده ایران هست
پرسش: چه تفاوتی وجود داره بین اپوزیسیون و آلترناتیو؟
شاهین قبادی: فکر کنم خیلی واضح هست هر کسی خب اولاً میتونه مدعی باشه که اپوزیسیون رژیم هست طبعاً شاخص هم کارکردها و مواضع سیاسی اون فرد یا جریان هست اما ما اینجا صحبت از یک بدیل یک هماورد و یک پاسخ واقعی به حکومتی می‌کنیم که بر یک مملکت بزرگی مثل ایران و غریب ۸۰ میلیون حاکم هست و انبوهی مسائلی که حول و هوش این هست یعنی اینجا دیگر یک مثلاً دو نفر یا سه نفر با یک ادعا مثلاً نمیتونن بگن که ما آلترناتیو هستیم بلکه باید به مجموعه‌ای از مسائل که الان اشاره کردم پاسخ بدن.
اولاً سرنگونی رو چگونه محقق میکنن بعد در دوران گذار چه میکنن؟ چه برنامه‌ای دارن؟ پشتوانه این برنامه چی هست؟ چه شناخته شدگی بین مردم ایران دارن؟ چه حامیانی دارن؟ چگونه این رو طی این سالیان پیش بردن؟ ما همینطور حالا در دنیای امروز طبعاً جامعه جهانی هم نقش خودش رو داره و بحث اینکه در سطح جهانی آیا از شناخته شدگی برخوردار هستن نیستن؟ از چه اعتباری برخوردار هستن؟ این‌ها هم گفتم موضوعاته بحث‌های روشنفکری این محفل یا اون محفل نیست که از سر گذر و تفنن باشه اینا واقعی‌ترین سؤالات جدی هستن که بطور خاص در این دوران که بحث سرنگونی رژیم مادی شده عینی شده در چشم انداز نزدیک قرار گرفته باید پاسخهای روشن به اونها داد.
هیچ کدوم از این سؤالات قابل باصطلاح پریدن نیستن و از قضا همین هم هست پاسخ روشن صریح و بدون ابهام به تک تک این سؤالات و این موضوعات هست که تضمین نه فقط سرنگونی رژیم در گام اول چون همه چیز از سرنگونی رژیم میگذره بلکه در مورد خود دوران گذار و دوران انتقال حاکمیت به مردم هم هست. یک پروسه مستمر و مداومی صحبت می‌کنیم که سرفصل اولش طبعاً سرنگونی آخوندهاست و بعد علی الخصوص علی الخصوص با تجربه‌ای که مملکت ما داشته تضمین انتقال حاکمیت به مردم و یک حکومت دمکراتیک. طبعاً گفتم هر دو نفر هر یک فردی میتونن مدعی باشن که اپوزیسیون هستن خب باشه اینم دیگه مردم بخوبی میتونن قضاوت کنن اینم دیگه در حرف نیست اما وقتی به موضوع آلترناتیو و جایگزینی و اداره امور و اول از همه سرنگونی رژیم برمیگرده دیگه اینا شاخصهای مادی مشخص و جدی داره مثل کسی میمونه که مثلاً مدعی باشه که میخواد یک وزنه خیلی سنگینی رو بلند بکنه دیگه حرف که نیست اینها باید الزامات مادیش رو داشته باشه و قابل رویت باشه.
پرسش: شورا یک آلترناتیو سیاسی قوی است آیا شورا و یا مجاهدین برای اتمام حجت با گروهها و یا شخصیتهای سیاسی برای یک ائتلاف سیاسی در تماس است؟
شاهین قبادی: از ۱۶ سال پیش این سؤال کاملاً پاسخ داده شده است، اینم بخشی از پروسه طی شده در ۴۰ سال گذشته است. در سال ۱۳۸۱ شمسی یا سال ۲۰۰۲ میلادی در پاییز ۲۰۰۲ میلادی بحث جبهه همبستگی ملی مطرح شده و بطور جد توسط مقاومت ایران ارائه شده این جبهه هم سه تا شاخص بیشتر نداشت از روز اول و هنوز هم همینطوره،
این جبهه ایست برای همه نیروهایی که خواستار سرنگونی رژیم ولایت فقیه در تمامیتش هستن و همینطور خواستار اسقرار حکومت مستقل بر پایه جدایی دین از حکومت.
حالا شما به تک تک این شاخصها این شاخص هایی که گفتم توجه بکنید هرکدومش پاسخ به یک موضوع جدی و مبرم تاریخی میهن ماست.
یکی‌اش نفی سلطنت هست
یکی‌اش نفی رژیم فعلی آخوندی هست
یکی هم چشم انداز آتی هست که آینده در کلیت باید چه ویژگی‌هایی داشته باشه .
گفتیم که با این سه تا شاخص که در حقیقت مینیمم‌های تضمین دمکراسی و تفکیک کننده نیروهای دمکراتیک از نیروهای سرکوبگر و غیردمکراتیک هستن و نیروهای دیکتاتور طلب هستن، آماده هرگونه همکاری هستیم.
این حرف هنوز به قوت خودش باقی هست آنچه که ما شاهدش بودیم متاسفانه اینکه کسی نبوده که پا پیش بگذاره در این راستا و اینا هم هر ایرانی وطن پرست و آزادیخواهی میتونه بهش گواهی بده که اینها حداقل تضمینهای ضروری برای دمکراسی و استقرار حاکمیت ملی در ایران هستن. با توجه به تجربه شیخ و شاهی که ما در تاریخ معاصر خودمون داشتیم لذا این از سال ۲۰۰۲ یا ۱۳۸۱ شمسی اعلام شده و هنوز هم که هنوزه به جای خودش باقی هست و ما واقعاً استقبال می‌کنیم و فکر می‌کنم که در این زمینه از هیچ چیز فروگذار نشده و کاملاً هم حتی گفتم این چیزی که هموطن مون پرسیده رو پیش آ پیش مقاومت ایران فکرش رو کرده و زمینه‌اش رو فراهم کرده.
پرسش : از میان نیروهای اپوزیسیون که مدعی آلترناتیو بودن هستن کدوم یکی از اونها ویژگی‌های یک آلترناتیو واقعی رو داره؟
شاهین قبادی: من چند شاخصی که اسم بردم و گفتم میشه در این اعداد واقعاً گفت تنها بدیل واقعی تنها آلترناتیو واقعی که این ویژگی‌ها رو دارا هست شورای ملی مقاومت ایران هست. این‌ها در یک پروسه طولانی ۴۰ ساله به اثبات رسیده بقیه کسانی که مدعی آلترناتیو بودن، هستن و در ماههای اخیر هرکدوم بنوعی سبز شدن شاید به جرات و جسارت بشه گفت این ویژگی‌ها رو ندارن چه برسه به چندتاشون چه برسه به طریق اولاً کلیت اونها. این هم دقیقاً و دقیقاً ناشی از مبارزه طولانی هست که مقاومت ایران در طی ۴۰ سال گذشته با رنج و خون و فداکاری مستمر پیش برده و این گامها رو دونه به دونه براساس ضرورت مبارزه ضرورت ایستادگی در مقابل این رژیم چیده و جلو اومده یعنی این ویژگی‌ها که من گفتم دقیقاً و دقیقاً هر کدوم وجهی از پاسخی به وضعیت بدیل رژیم آخوندی در یک وجهی هست و همینطور تضمین آینده.
لذا همونطور که گفتم هیچ کدوم از این آلترناتیو نماها بدون ذره‌ای اغراق یکی دوتا از اونا ندارن چه برسه به بخشی چه برسه به تمامیش و همه اینا رو میشه دونه دونه چک کرد. از قضا چقدر خوب که شخصی فردی بشینه لحظه‌ای تعمق بکنه و با این شاخص‌ها واقعاً فکر کنه که آیا بدون این‌ها واقعاً میشه رژیم آخوندی رو سرنگون کرد؟ آیا میشه کمترین تضمینی برای اینکه دمکراسی در فردای ایران تضمین داشته باشه میشه تضمین بکنه که تجربه تلخ آخوندی دوباره تکرار نمیشه؟ تک تک این‌ها دقیقاً ناشی از تجارب فوق العاده ذیقیمت و پرهزینه‌ای است که مردم و مقاومت ما در این سالیان دادن. هیچ کدوم از اینها چیزهای ذهنی یا چیزهای باصطلاح لوکس نیستن. دونه به دونه اش هرکدوم از این شاخصها نتیجه یک تجربه سنگین پر هزینه مبارزاتی هست که جزو سرمایه‌های مبارزاتی این ملت محسوب میشن که امروز رسیدیم به این نقطه. لذا واقعاً هیچ آلترناتیوی که گفتم یک یا دو چه رسد به چندتا از این ویژگی‌ها داشته باشه جز در شورای ملی مقاومت ایران که همه اینها رو در طول این سالیان ایجاد کرده در عمل نشون داده وجود نداره.
پرسش: اخیراً پسر شاه گفته که ایران آینده باید سکولار باشه و این مهمه ولی اینکه سلطنتی باشه یا جمهوری مهم نیست. این حرف چقدر درسته و بنظر شما چرا از این حرفها میزنه؟
شاهین قبادی: واقعیتش این هست که چون شما این موضوع رو مطرح کردین و گفتین خب دیدین و اینور اونور مطرح شده من بهش می‌پردازم والا توجه داشته باشیم که اول از همه ما راجع به کی داریم صحبت می‌کنیم؟ ما راجع به فردی داریم صحبت می‌کنیم که تنها دلیل اینکه اصلاً اینور اونور بعضاً مطرح میشه اینکه پسر یک شاه مخلوع هست یک دیکتاتوری منفوره که با یک قیام تاریخی میلیونی مردم ایران به زباله دان تاریخ انداخته شده و الا اگر این فرد به خودش بود اصلاً همین یک ذره هم مطرح نبود یعنی میخوام اولاً بدونیم راجع به چه پدیده‌ای داریم صحبت می‌کنیم.
در ثانی پر واضح هست که در وضعیتی که مردم ایران این رژیم رو در تمامیتش پس زدن اون مجبوره یک مواضعی اتخاذ بکنه که باصطلاح یکی به نعل باشه یکی به میخ شاید شاید شاید گفتم از اونا که به زعم خودش از این نمد یک کلاهی هم به اون برسه هر چند که واقعاً زهی خیال باطل ولی علت اینکه مثلاً میگه که حکومت باید سکولار باشه خیلی باصطلاح توضیح واضحات هست اما اینکه سلطنت باشه یا جمهوری رو مردم بخوان تعیین کنن یعنی درحقیقت نمیخواد موضع بگیره و نمیتونه هم موضع بگیره چنین فردی با چنین سابقه‌ای. لذا اصلاً جای تعجب نداره که اینجور مواضع دوپهلو و گنگ این یک ذره هم که بحث میکنه راجع به سکولاریزم و امثالهم دیگه جبر و تحمیل رادیکالیزم حرکت مردم ما هست که خارج از خواست این فرد یا اون فرد تحمیل میشه .
پرسش: اخیراً پسر شاه صحبتهایی در مورد ترجیح دادن آخوندها و یا نیروهای سپاه به مجاهدین خلق کرده چرا این کار رو کرد؟ بنظر شما معنی این حرفش چیه؟
شاهین قبادی: ببینید هر کسی که کمترین آشنایی با تاریخ معاصر میهن ما داشته باشه واقعاً از این موضع گیری‌ها نباید متعجب بشه یک نبرد تاریخی در میهن ما قریب به یکصد و ۱۰ سال هست که در جریان هست .
یکطرفش مردم و نیروهای دمکراتیک و آزادیخواه قرار دارن از انقلاب مشروطیت دارم میگم تا به امروز که در طول تاریخ متکامل شده و امروز رسیدیم به نقطه‌ای که گفتیم یک آلترناتیو با این ویژگی‌ها را این مردم در دامن خودشون پروروندن .
طرف دیگه هم دوتا جریان تاریخی هستن که درست مخالف خواست مردم برای دمکراسی و حاکمیت ملی قرار گرفتن یکی جریان سلطنت طلب و یکی هم جریان آخوندی، این دوتا جریان اگر چه اختلافات ظاهری با هم دارن در طول این ۱۱۰ سال و داشتن اما سر اصلی‌ترین موضوع یعنی ضدیت با دمکراسی آزادی و حاکمیت ملی دقیقاً با هم مشترک هستن یعنی نقطه اشتراک تاریخی شون هست و مستمراً مکمل هم دیگه بودن.
از یاد نبردیم که وقتی که محمد علی شاه قاجار با کمک لیاخوف روسی اولین مجلس ملی رو به توپ بست آخوندهایی همچون شیخ فضل الله نوری ازش حمایت کردن که بعد در انقلاب مشروطه مردم پاسخش رو دادن و حقش رو کف دستش گذاشتن.
از یادمون نرفته که در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ که دیکتاتوری شاه تنها حکومت ملی و دمکراتیک تاریخ مردم ایران یعنی حکومت دکتر محمد مصدق رو سرنگون کردن باز کاشانی بود که چطور از شاه حمایت کرد و زمینه ساز کودتا شد یعنی دقیقاً می‌بینیم که درست سر بزنگاههای تاریخی آخوندها چطور دنده کمکی و زمینه ساز همین سلطنت طلبها بودن.
چیزی که الان اتفاق افتاده نقشها عوض شده الان آخوندها سر کارن این فرد که گفتم تنها تنها دلیلی که مطرح هست اینکه پسر شاه مخلوعی است که با یک دیکتاتوری بدنامی که با یک قیام مردمی سرنگون شده اومده داره چیکار میکنه؟ در حقیقت آب به آسیاب آخوندها می ریزه و دقیقاً حرفهایی رو میزنه که اون روی سکه مثلاً خامنه‌ای هست در روز ۹ ژانویه در رابطه با نقش مجاهدین و اینکه مجاهدین خلق چه نقشی در قیامها ایفا کردن.
خیلی واضحه که این فرد با همچین سابقه‌ای و با همچین باصطلاح پروسه تاریخی و همچین پشتوانه‌ای چنین موضعی رو بگیره مگر قرار بوده از دمکراسی دفاع کنه؟ مگر قرار بوده از حاکمیت ملی دفاع کنه؟ مگر قرار بوده از آزادیخواهان دفاع کنه؟ مگر یادمون رفته همین الان هزاران نفر از اونهایی که توسط ساواک شاه خائن شکنجه شدن زنده ان و آثار شکنجه روی بدنهاشون هست. هزاران مادری که فرزنداشون توسط دیکتاتوری شاه صرفاً و صرفاً بخاطر آزادیخواهی شکنجه شدن یا تیرباران شدن هنوز زنده ان و داغ اونها به دلشون مونده لذا اصلاً نباید تعجب کرد که در چنین موقعیتی که ایران به نقطه تعیین تکلیف داره می رسه .
برمیگردم به صحبتهای اول مون در حالیکه تمام علائم بالینی دال بر اینکه سرنگونی هستش و به مراحل آخر رسیدیم خیلی واضح هست که دیگه ماهیت‌ها رو میشه و طبعاً حرفهایی از این قبیل که صد البته خمینی صد البته پاسداران در این برهه مطرح بشن. لذا اصلاً با نگاهی به این پروسه تاریخی با بررسی، اصلاً از این نباید تعجب کنیم .
پرسش: از کجا معلوم که اگر این رژیم برود یکی بدتر جایش نیاید؟ و یا اینکه اگر انقلاب بشود و این رژیم بره ایران تجزیه میشه یا ایران مثل سوریه میشه. نظر شما در این مورد چیه؟
شاهین قبادی: بله طبعاً ما هم شنیده‌ایم اینا تبلیغات رژیم آخوندی است با یک هدف مشخص اینا مطرح میشه. ببینید رژیم آخوندی به شیوه‌های مستقیم و غیر مستقیم با دامن زدن به این نوع ابهامات داره سعی میکنه یک کار بکنه. مانع از سرنگونیش بشه یا به تعویق بندازه و باصطلاح چوب لای چرخ حرکت شتابان مردم و مقاومت برای سرنگونی بگذاره این سؤالات که ایران تجزیه میشه نخیر ایران تجزیه نمیشه، علت؟ ایران یک بدیل و یک مقاومت سراسری داره که طیف‌های مختلف سیاسی رو دربرگرفته یک برنامه برای همه ایران داره یک مقاومت سراسری داره بحث هزار کانون شورشی …هست اصلاً و اصلاً بحث تجزیه در ایران مطرح نیست. ما دیدیم در همین قیام دی ماه دیدیم درسته در ۱۴۲ شهر در نقاط مختلف ایران تظاهرات شد ولی همه شعارها به سمت رژیم و تمامیتش بود اصلاً و اصلاً بحث تجزیه مطرح نبود هیچ خواست قومی مطرح نشد همه در چهارچوب تمامیت ارضی ایران مطرح شد یا این بحث که ایران سوریه میشه نخیر ایران سوریه نمیشه ایران یک آلترناتیو شناخته شده داره اصلاً کسی که این بحث رو مطرح میکنه این رو کتمان میکنه که اگر اگر نبود حمایت تمام عیارآخوندهای جنایتکار حاکم بر ایران از دیکتاتور سوریه بشار اسد و با اعزام گله‌های پاسداران و مزدورانشون و ارسال میلیاردها میلیارد پول مردم ایران به سوریه و قتل عام مردم بیگناه و بی دفاع سوریه بشار اسد بسیار بسیار پیش از اینها سرنگون شده بود وضعیت سوریه هم دقیقاً نتیجه کارکرد جنایتکارانه و سیاستهای ضدمیهنی همین آخوندهاست. لذا قطعاً ایران سوریه نخواهد شد چون در ایران کسی نیست در ورای آخوندها کسی نیست که این کاری که اینا برای اسد کردن بکنه، در ثانی در ایران یک آلترناتیو با تجربه با یک شناخته شدگی بین المللی با برنامه مشخص داره ، چیزی که در سوریه نبود و جنبش مردم سوریه از فقدان اون رنج می‌برد از روز اول از اون رنج برد و با دردناکی باید گفت که خب رژیم اسد هم سو استفاده کرد از این وضعیت. هیچ کدوم از داده‌ها یکسان نیستن اینا دقیقاً و دقیقاً تبلیغات رژیم هست با یک هدف مشخص که مانع سرنگونی بشه ،با این سوالهای غیرواقعی ایجاد ابهامات بنوعی مانع از عزم جزم جوانان و مردم ما در حمایت و پیوستن به کانونهای شورشی و هرچه شتاب بخشیدن به سرنگونی بشن. صورت مسئله ایران یکی بیشتر نیست سرنگون کردن آخوندها و تضمین حاکمیت ملی و مردمی و تضمین یک حکومت دمکراتیک تا بعد در انتخابات مجلس مؤسسات مردم حکومت بعدی خودشون رو خودشون انتخاب بکنن و ایران وارد یک مرحله جدید از تاریخ بشه.
پرسش: آلترناتیو سازمان برای همه صاحب نظران سیاسی قابل فهم است ولی مشکل اصلی تضادی بین ایدئولوژی سازمان با حکومت فعلی (رژیم ولایت فقیه) می‌باشد لطفاً بفرمایید افکار عمومی مردم ایران که از این نوع اسلام آخوندی هراس دارند به چه صورت حل خواهد شد؟ یعنی سازمان چه راهکاری برای این تضاد بکارخواهد برد؟ تا اسلام مجاهدین درست تبیین شود؟
شاهین قبادی: بنظرم اینجا یک موضوع رو باید کاملاً روشن کرد و اینکه آنچه که ما صحبتش رو می‌کنیم شورای ملی مقاومت ایران هست طبعاً سازمان مجاهدین نیروی محوری شورای ملی مقاومت ایران هست ولی آنچه که شورای ملی مقاومت ایران و مشخصاً خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده‌اش اعلام کرده، دربرنامه ۱۰ ماده‌ای برای ایران آینده و برای دوران انتقال حاکمیت به مردم، آنچه که توش تاکید هست جدایی دین از حکومت هست، مذهب رسمی وجود نخواهد داشت و مردم در انتخاب مذهبشون و انجام آئینشون همه آزادن لذا باز هم اینجا تاکید کنم یک بحث بدیل و آلترناتیو هست یک بحث رژیم آنچه که به اسم اسلام انجام داده که اتفاقاً در اون مورد بخصوص کسی بحث بکنه باید بهش گفت که آن کسانی که همین اسلام دروغین آخوندها رو بیش از همه افشا کردن همین سازمان مجاهدین خلقی بود که با اسلام واقعی‌اش که در عمل پیاده کرده در عمل برابری زن و مرد رو کاملاً اثبات کرده در عمل در مناسبات درونی خودش و همینجور در مناسبات شورای ملی مقاومت ما دیدیم عمیقاً دمکراتیک عمل کرده گام به گام افشا کرده این اسلام دروغین رو یعنی آنهایی که خودشون قربانی اول رژیم آخوندی بودن و بیش از همه با فداکاری و ایستادگی شون این اسلام دروغین و ضدمردمی رو افشا کردن
همین سازمان مجاهدین خلقی بود که با اسلام واقعی‌اش که در عمل پیاده کرده در عمل برابری زن و مرد رو کاملاً اثبات کرده در عمل در مناسبات درونی خودش و همینجور در مناسبات شورای ملی مقاومت ما دیدیم عمیقاً دمکراتیک عمل کرده گام به گام افشا کرده این اسلام دروغین رو یعنی آنهایی که خودشون قربانی اول رژیم آخوندی بودن و بیش از همه با فداکاری و ایستادگی شون این اسلام دروغین و ضدمردمی رو افشا کردن همین سازمان مجاهدین و همین مسلمانان واقعی بودن که با اسلام دمکراتیک این آخوندها رو افشا کردن.
اما تا اونجا که به آینده ایران برمیگرده و بدیل و آلترناتیو طبعاً گفتم همونجور که در جبهه همبستگی هم توضیح دادم اصل بر اتحاد عمل گروههای جمهوری خواه هست که خواستار سرنگونی رژیم ولایت فقیه در تمامیتش هست و یکی از شاخصهاش هم جدایی دین از حکومت است. لذا این مباحث هم واقعاً خیلی راحت باید برای هموطنها توضیح داد که اصلاً این وسط این موضوعات مطرح نیست بحث صرفاً و صرفاً دست در دست هم دادن و کمک رسوندن به پیشبرد قیام هست برای هرچه سریعتر سرنگون کردن این رژیم چرا که برنامه‌های شورای ملی مقاومت از قبل از سالها پیش اعلام شده برنامه ۱۰ ماده‌ای خانوم رجوی اعلام شده مورد به مورد چه در مورد حقوق اقلیتها چه در مورد لغو حکم اعدام چه در مورد اینکه ایران اتمی نخواهیم داشت چه در مورد برابری …چه در مورد حقوق اقلیتهای مذهبی لذا نه فقط این موضوع که الان این هموطن مون سؤال کرده بلکه تمام موضوعات عاجل و مبرم جامعه پیشاپیش پاسخهای خودش رو با برنامه‌های مشخص که من فقط الان محورهاش رو گفتم داده شده. لذا برخلاف دوران خمینی هیچ چیز برحسب شانس و اقبال و حالا بعد بهش جواب میدیم گذاشته نشده بلکه همه چیز بوضوح از قبل روشن شده و این یکی از شاخصهای آلترناتیو که گفتم همین هست پلتفرم سیاسی روشن و مشخص.
پرسش: فضای بین المللی در مورد این بحث چطوریه و چه مباحثی در اینباره در سطح بین المللی و درواقع سیاستگذاری بین المللی مطرح هستش؟
شاهین قبادی: خب همونجور که در داخل میهن اشغال شده مون این موضوع مطرح هست طبعاً ناظرین بین المللی هم بیش از پیش به وضعیت وخامت بار و بحران زده رژیم آخوندی مشرف شدن، بیش از پیش اون توهمات راجع به رژیم از بین رفته، بحث سرنگونی رژیم در سطح جهانی به مراتب بیش از گذشته الان مطرح هست همونجور که در گردهمایی بزرگ هموطن هامون در پاریس در روز ۹ تیر دیدیم خب اصلاً موضوع بحث چی بود؟ موضوع بحث بود ایران آزاد و آلترناتیو یعنی این موضوعی که رژیم آخوندی درحال سرنگون شدن هست و موضوع آلترناتیو یک موضوع جدی هست در سطح بین المللی هم مطرحه طبعاً همونجور که در همین گردهمایی بزرگ دیدیم جامعه جهانی هم تدریجاً داره خوب می فهمه که بدیل و آن جریانی که در مقابل رژیم آخوندی وایستاده چه کسی هست و چه ویژگی‌های داره و اگر به سخنرانی‌ها کمی دقت می‌کردیم خیلی هاشون روی این تاکید می‌کردن. چرا؟ چون همه خوب می فهمن که بحث سرنگون کردن این رژیم بحث شعر و شعار و حرف نیست بحث روی کاغذ نیست .
اگر بدون تشکیلات می‌شد، خب بفرمایید
اگر بدون فداکاری می‌شد خب بفرمایید
اگر بدون پایگاه اجتماعی و این همه شهید می‌شد خب بفرمایید
اگر بدون افشای جنگ طلبی آخوندها می‌شد خب بفرمایید،
اگر بدون افشای برنامه‌های اتمی خانمان سوز این رژیم می‌شد خب بفرمایید،
اگر بدون یک برنامه سیاسی مشخص و پافشاری بر اون می‌شد بفرمایید، جامعه جهانی هم براساس شاخصهای مشخصی حرکت میکنه و چون بیش از پیش در صحنه جهانی هم این اثبات شده که یک نیروی جدی در مقابل آخوندها قرار گرفته طبعاً منطق حکم میکنه که توجهات بیش از پیش …چشم انداز آخوندها تیره و تار میشه و تعادل قوا باصطلاح پایین میرن و به همون نسبت به میزانی که مقاومت ایران در صحنه بین المللی فعال بوده و هست توجهات به اون جلب میشه و برنامه هاش. یعنی آنچه که الان در سطح بین المللی ما می‌بینیم اصل جدا از واقعیت صحنه در داخل ایران نیست و در حقیقت جامعه جهانی هم بیش از هر زمانی به این واقعیت نزدیک شده که بحث جدی بحث آینده ایران و بحث آلترناتیو هست.

با ما همراه باشید درسایت https://fa.iranfreedom.org/ تلگرام ایران آزادی https://t.me/IranAzadie توئیتر ایران آزادی twitter.com/iranazadi1395 ایران آزادی فریادی علیه ستم ایران آزادی صاعقه ای دربرابرسکوت وخفقان وسانسور با ما همراه باشید

نگاه به شرق سپاه؛ راه نجات یا تسریع فروپاشی نظام

نگاه به شرق سپاه؛ راه نجات یا تسریع فروپاشی نظام نگاه به شرق سپاه و خامنه‌ای آیا منجر به نجات نظام می‌شود یا فروپاشی آنرا تسریع می‌کند...